اصول حاکم بر طراحی
چرا این ابزار
وقتی ده تصمیم کوچک را ده نفر جدا میگیرند، نتیجه بیشکل میشود. اصول طراحی آن ده تصمیم را از پیش و یکجا میگیرند.
اصل خوب، جملهای است که بشود با آن «نه» گفت. «باید کاربرپسند باشد» اصل نیست، چون هیچکس با آن مخالف نیست و هیچ گزینهای را رد نمیکند. «هیچ آموزشی نباید به خواندن متن وابسته باشد» اصل است، چون نیمی از ایدهها را کنار میگذارد.
معیار سنجش همین است: اگر اصلی هیچ ایدهای را رد نمیکند، فقط یک شعار است.
پیشنیازها
- چند یافته از میدان؛ اصل از داده میآید، نه از سلیقه.
- تیمی که حاضر است چیزی را ممنوع کند.
اجرا
- از یافتهها شروع کنید ۱۵ دقیقه
برای هر یافتهٔ مهم بپرسید: این یعنی راهحل ما حتماً باید چه باشد یا حتماً نباید چه باشد؟
- سه تا پنج اصل بنویسید ۲۰ دقیقه
بیش از پنج اصل یعنی هیچکدام در یاد کسی نمیماند. هر اصل یک جمله.
- آزمون «نه» ۱۰ دقیقه
برای هر اصل یک ایدهٔ واقعی نام ببرید که این اصل ردش میکند. اگر نتوانستید، اصل نیست.
- آزمون مخالف ۱۰ دقیقه
بپرسید آیا آدم عاقلی ممکن است خلافش را بخواهد؟ اگر نه، اصل بیاثر است.
- اصول را جایی بنویسید که در جلسهٔ ایدهپردازی دیده شوند ۵ دقیقه
اصلی که روی دیوار نیست، در تصمیمها اثر ندارد.
مثال بالینی — آموزش بیمار پس از ترخیص
«آموزش باید ساده و مؤثر باشد.»
هیچکس مخالفش نیست و هیچ ایدهای را رد نمیکند.
«هیچ آموزشی نباید فرض کند بیمار میتواند متن بخواند.»
نیمی از ایدهها را همانجا کنار میگذارد: بروشور، پیامک متنی، فرم. از یک یافتهٔ واقعی هم آمده است: بیمار سالمندی که عینکش شکسته بود.
«هر آموزش باید بدون حضور همراه هم کار کند.»
این اصل هم چیزی را رد میکند: هر راهحلی که به «به همراهش توضیح میدهیم» تکیه دارد.
دامهای رایج
- اصل بدون یافته اصلی که از داده نیامده، سلیقهٔ تیم است در لباس رسمی.
- اصلی که چیزی را رد نمیکند آزمون «نه» را جدی بگیرید.
- بیش از پنج اصل کسی همه را به خاطر نمیآورد، پس در عمل هیچکدام اعمال نمیشود.
- نوشتن و کنار گذاشتن اصل باید در جلسهٔ انتخاب ایده جلوی چشم باشد، وگرنه بیاثر است.
خروجی
- محصول: سه تا پنج اصل که هرکدام دستکم یک ایدهٔ واقعی را رد میکنند.
- نشانهٔ آمادگی: برای هر اصل بتوانید یک ایدهٔ ردشده نام ببرید.
- گام بعد: ورودی جلسهٔ ایدهپردازی و انتخاب مفهوم.