پرسونادر ترجمهٔ چاپی: مشخصات کاربرنما/کاربر

مشاهدهصفحهٔ ۹۷ کتابPersona / user profile

چرا این ابزار

وقتی تیم می‌گوید «کاربر»، هر کسی یک نفر متفاوت در ذهن دارد. پرسونا به این پراکندگی پایان می‌دهد: یک آدم مشخص با اسم، که همه به او فکر کنند.

خطرش هم همین‌جاست. پرسونایی که از جلسهٔ تیمی درمی‌آید، فقط به پیش‌فرض‌های تیم چهره و اسم می‌دهد. پرسونا وقتی کار می‌کند که از داده ساخته شده باشد: از مصاحبه، از پرونده، از مشاهده.

آزمون ساده‌اش این است: باید بتوانید بگویید هر جملهٔ پرسونا از کجا آمده. اگر نمی‌توانید، آن جمله حدس است و باید علامت بخورد یا حذف شود.

پیش‌نیازها

  • داده از میدان: مصاحبه، مشاهده، یا آمار پرونده‌ها.
  • گروه کاربری تعریف‌شده. پرسونا نمایندهٔ یک گروه است، نه جایگزین تعریف آن.

اجرا

  1. داده‌ها را کنار هم بگذارید و الگوها را پیدا کنید ۱۵ دقیقه

    کدام ویژگی‌ها با هم تکرار می‌شوند؟ سن و جنسیت معمولاً کم‌اهمیت‌ترین‌اند؛ رفتار و محدودیت مهم‌ترند.

  2. یک پرسونا بسازید، نه پنج تا ۲۰ دقیقه

    با اسم، وضعیت و یک روز معمولی‌اش. اگر بیش از دو پرسونا لازم دارید، احتمالاً گروه کاربری را درست تنگ نکرده‌اید.

  3. هدف‌ها و موانعش را بنویسید ۱۵ دقیقه

    چه می‌خواهد به سرانجام برساند و چه چیزی جلویش را می‌گیرد. این‌ها باید از حرف‌های واقعی آمده باشند.

  4. هر جمله را با منبعش علامت بزنید ۱۰ دقیقه

    کنار هر خط بنویسید از کدام مصاحبه یا کدام داده آمده. خطی که منبع ندارد یا حذف شود یا با رنگ دیگری علامت بخورد.

  5. به کسی نشان دهید که با این گروه کار می‌کند ۱۰ دقیقه

    اگر گفت «این که شبیه هیچ‌کس نیست»، به داده‌ها برگردید.

مثال بالینی — آموزش بیمار پس از ترخیص

پرسونای ساختگی

«خانم احمدی، ۶۵ ساله، علاقه‌مند به سلامتی، دنبال اطلاعات دقیق دربارهٔ داروهایش.»

هیچ‌کدام از این جمله‌ها منبع ندارد. «علاقه‌مند به سلامتی» دربارهٔ همه صادق است، پس دربارهٔ هیچ‌کس نیست.

پرسونای مستند

«خانم احمدی، ۶۵ ساله، تنها زندگی می‌کند، عینک مطالعه‌اش شکسته و هنوز عوض نکرده. برگهٔ ترخیص را نگه می‌دارد ولی نمی‌خواند؛ به دخترش زنگ می‌زند و او از اینترنت جست‌وجو می‌کند.»

هر جمله از یک مصاحبهٔ مشخص آمده. «عینک شکسته» جزئیاتی است که هیچ فرمی نمی‌پرسد و همه‌چیز را عوض می‌کند.

چه فرقی کرد

راه‌حل از «متن» به «تماس» چرخید

پرسونای اول شما را به سراغ بهترکردن برگه می‌برد؛ دومی نشان می‌دهد مسئله اصلاً برگه نیست.

دام‌های رایج

  • پرسونا از جلسهٔ تیمی اگر در ساختنش هیچ داده‌ای به کار نرفته، فقط پیش‌فرض‌ها را رسمی کرده‌اید.
  • جزئیات تزئینی «عاشق باغبانی است» اگر به مسئله ربط ندارد، فقط جا اشغال می‌کند.
  • پرسوناهای زیاد بیش از دو پرسونا یعنی تیم نمی‌تواند تمرکز کند و در عمل هیچ‌کدام را جدی نمی‌گیرد.
  • سن و جنسیت به‌جای رفتار دو نفر هم‌سن می‌توانند کاملاً متفاوت رفتار کنند. رفتار و محدودیت را مبنا بگذارید.

خروجی

  • محصول: یک تا دو پرسونا که هر جمله‌شان به یک منبع مشخص وصل است.
  • نشانهٔ آمادگی: کسی که با این گروه کار می‌کند، پرسونا را بشناسد.
  • گام بعد: ورودی نقشهٔ سفر مشتری و دروازهٔ ۶ در نقشهٔ Innovation A to Z.
درسنامه: درسنامهٔ نوآوری بالینی یاس · کتاب: جعبه ابزار تفکر طراحی (ترجمهٔ فارسی)، صفحهٔ ۹۷ · گراف: دروازهٔ ۶ در Innovation A to Z
← بازگشت به فهرست ابزارها