آزمون قابلیت استفادهٔ ساختاریافته
چرا این ابزار
آزمون کاربردپذیری (قابلیت استفاده) یک چیز را میسنجد: آیا کاربر بدون کمک میتواند کاری را که باید انجام دهد، انجام دهد؟
«ساختاریافته» یعنی همه وظیفههای یکسانی میگیرند و شما برای همه همان چیزها را ثبت میکنید. بدون ساختار، پنج آزمون پنج چیز متفاوت را میسنجند و با هم مقایسهپذیر نیستند.
سختترین بخشش سکوت است. وقتی میبینید کسی گیر کرده، غریزهتان میگوید کمک کنید؛ و همان لحظه آزمون تمام میشود. هر بار که کمک میکنید، یک نقص را از دفتر پاک کردهاید.
پیشنیازها
- نمونهای که بشود با آن کار کرد، نه فقط آن را دید.
- سه تا پنج وظیفهٔ مشخص و واقعی.
اجرا
- وظیفهها را بنویسید ۱۵ دقیقه
کار واقعی، نه دستورالعمل: «داروی صبح فردا را پیدا کنید»، نه «روی دکمه کلیک کنید».
- به کاربر بگویید ما را میآزماییم نه او را ۵ دقیقه
این جمله اضطراب را کم میکند و رفتار را طبیعیتر.
- وظیفه را بدهید و ساکت بمانید ۱۵ دقیقه هر نفر
حتی وقتی گیر کرد، صبر کنید. اگر بیش از دو دقیقه گیر ماند، بنویسید «ناموفق» و سراغ وظیفهٔ بعد بروید.
- سه چیز را ثبت کنید در جریان
انجام شد یا نه، چقدر طول کشید، کجا مکث کرد.
- الگوها را پیدا کنید بعد از پنج نفر
اگر سه نفر در یک نقطه گیر کردند، آن نقطه نقص طراحی است، نه اتفاق.
مثال بالینی — آموزش بیمار پس از ترخیص
«اینجا رو نگاه کنید… بله همون…»
همهٔ وظیفهها با موفقیت انجام شد و هیچ نقصی پیدا نشد، چون هر نقصی را خود آزمونگر جبران کرده بود.
سه نفر از پنج نفر نتوانستند بفهمند ترتیب داروها چیست
میانگین زمان ۹۰ ثانیه بود، برای کاری که باید حدود ۱۰ ثانیه طول بکشد.
همه در یک نقطه مکث کردند: جایی که دو دارو رنگ مشابه داشتند
هیچ نظرخواهیای این را پیدا نمیکرد.
دامهای رایج
- کمککردن هر کمک، یک نقص را پنهان میکند.
- وظیفه به شکل دستورالعمل اگر بگویید کجا کلیک کند، چیزی را نسنجیدهاید.
- آزمون با کمتر از پنج نفر الگو با سه نفر هم دیده میشود، ولی با پنج نفر مطمئنتر است.
- سنجیدن رضایت بهجای موفقیت «راضی بودید؟» در این آزمون بیربط است؛ سؤال این است که توانست یا نه.
خروجی
- محصول: جدولی از وظیفهها در برابر کاربران، با نتیجه، زمان و نقطهٔ مکث.
- نشانهٔ آمادگی: دستکم یک نقطه پیدا کرده باشید که چند نفر در آن گیر کردند.
- گام بعد: ورودی جدول ثبت بازخورد و نسخهٔ بعدی نمونه.