چه میشد اگر مالک هیچچیز نبودید، اما میتوانستید همهچیز را فراهم کنید؟
سازوکار نوآوری
خلق ارزش از هماهنگی عرضه و تقاضا بهجای تملک همهٔ اجزای زنجیره.
سه گام در جلسه
- نتیجهای را که کاربر میخواهد از داراییهایی که معمولاً برای ارائهٔ آن خریده میشوند جدا کنید.
- ارائهدهندگان بیرونی هر جزء و روشی برای هماهنگکردن آنها مشخص کنید.
- مسئولیت کیفیت، زمانبندی و رسیدگی به شکایت را در کل تجربه یکپارچه کنید.
یک مدل هماهنگکنندهٔ خدمت با شبکهٔ تأمین و مسئولیت پاسخگویی مشخص.
نمونهای که روی کارت آمده

راپی استارتاپ تحویل درخواستی است که آن را «فروشگاه همهچیز» مینامند. رابط کاربریاش مانند قفسههای سوپرمارکت است و کاربر هر قلمی را با کشیدن انگشت به سبدش میاندازد. پیکها هر چیزی را در لحظه میرسانند: از خرید روزانه تا پول نقد از خودپرداز و حتی نوبت پیادهروی با سگ.
نمونهٔ بالینی فرضی — هماهنگی خدمات مجاز پس از ترخیص
خانوادهٔ بیمار پس از ترخیص باید چند خدمت مستقل را هماهنگ کند و نمیداند هر کدام را از کجا دریافت کند.
یک هماهنگکننده، بنا بر برنامهٔ ترخیص، ارائهدهندگان مجاز حملونقل، تجهیزات و مراقبت خانگی را در مسیر واحدی معرفی و هماهنگ کند. خود سامانه لازم نیست مالک خودرو یا تجهیزات باشد، اما نقش و مسئولیت هر ارائهدهنده را روشن کند.
با دو نوع خدمت و مجموعهای محدود از همکاران ارزیابیشده، تحویل موفق و شکایتها ثبت شوند.
- درصد خدمات هماهنگشده در زمان توافقی
- تعداد تماسهای پیگیری لازم از سوی خانواده
مجوز و صلاحیت هر ارائهدهنده باید بررسی شود؛ هماهنگکننده نباید بدون صلاحیت، دستور بالینی بدهد یا مسئولیتها را مبهم کند.
این کارت را کجا به کار ببریم
منبع: Brainstorm cards، نشر Board of Innovation · صفحهٔ ۳۶