آزمودن به‌جای بحث‌کردن

فرهنگیصفحهٔ ۸۶ کتابExperiment

چرا این ابزار

در سازمانِ بزرگ، قاعده‌ها برای محافظت از کارِ امروز نوشته شده‌اند و همان‌ها جلوِ کارِ فردا را می‌گیرند. آزمایش، راهِ دورزدنِ این قاعده‌ها نیست؛ راهِ کم‌کردنِ ریسکی است که آن قاعده‌ها از آن می‌ترسند.

بیشترِ نوآوری‌های موفق در میانهٔ راه تغییرِ مسیر داده‌اند. یعنی نقشهٔ اولِ شما تقریباً حتماً غلط است، و تنها راهِ فهمیدنش، اجرای کوچک و واقعی است نه بحثِ طولانی‌تر.

و یک اثرِ جانبی که مهم‌تر از خودِ داده است: نتیجهٔ یک آزمایشِ واقعی، بحث را از «به‌نظرِ من» به «این چیزی است که دیدیم» می‌برد. ترس از شکست وقتی کم می‌شود که شکست کوچک و زودهنگام باشد.

پیش‌نیازها

  • یک ایده که هنوز بزرگ نشده و می‌شود کوچک آزمودش.
  • یک بخش یا گروهِ کوچک که حاضر است چند هفته همراه شود.
  • توافق بر سرِ اینکه نتیجهٔ منفی هم نتیجه است.

اجرا

  1. پرخطرترین فرض را اول بنویسید ۶۰ دقیقه

    فهرست کنید این طرح روی چه فرض‌هایی ایستاده و کدام‌یک اگر غلط باشد همه‌چیز را بی‌اثر می‌کند. همان را اول بیازمایید؛ آزمودنِ فرض‌های آسان، وقت را می‌خورد و چیزی روشن نمی‌کند.

  2. کوچک‌ترین چیزی بسازید که بشود دوستش داشت ۱ تا ۲ هفته

    نه کمترین چیزِ قابلِ کار، بلکه کمترین چیزی که کاربر از همان اولین برخورد بپسندد. یک نمونهٔ ناقص و آزاردهنده، فرضِ شما را نمی‌آزماید؛ فقط کاربر را می‌رنجاند.

  3. شکلِ آزمایش را از میانِ چند گزینه انتخاب کنید ۴۵ دقیقه

    دو نسخه را هم‌زمان مقایسه کنید، یا در یک بخشِ محدود اجرا کنید، یا با یک شریک آزمایش کنید، یا به گروهی کوچک دسترسیِ زودهنگام بدهید. انتخاب به این بستگی دارد که کدام فرض را می‌آزمایید.

  4. پیش از شروع بگویید چه چیزی یعنی موفقیت ۳۰ دقیقه

    عدد و شرطِ توقف را از قبل بنویسید. بی‌این کار، هر نتیجه‌ای را می‌شود پیروزی خواند و آزمایش به تشریفات تبدیل می‌شود.

  5. کوچک اجرا کنید و بی‌دفاع نگاه کنید ۲ تا ۴ هفته

    اجرا کنید و آنچه شد را بنویسید، نه آنچه امید داشتید. حضورِ خودتان سرِ کار، بیش از هر گزارشی نشان می‌دهد کجا نمی‌چسبد.

  6. نتیجه را همان‌طور که هست گزارش کنید ۹۰ دقیقه

    فرض‌ها، عددها و چیزهایی که هنوز نمی‌دانید را کنارِ هم بگذارید. همین صداقت است که مدیر را همراه می‌کند؛ گزارشِ بی‌ابهام باور نمی‌شود.

مثال بالینی — پیام‌رسانیِ نتایجِ آزمایشگاه به بیماران سرپایی

سه هفته اجرا، بحثی را تمام کرد که سه ماه در جلسه‌ها ادامه داشت.

بحث در جلسه

آیا بیمار پیامکِ نتیجه را می‌خواند یا زنگ می‌زند؟

سه جلسه بحث و دو نظرِ مخالف، بدونِ هیچ داده‌ای.

اجرای محدود در یک درمانگاه

برای دو هفته فقط برای یک درمانگاه پیامک فرستاده شد

تماس‌های تلفنی نصف شد، ولی بیمارانِ مسن‌تر همچنان زنگ می‌زدند.

دو نسخهٔ متن

متنِ کوتاه در برابر متنی با توضیحِ گامِ بعد

نسخهٔ دوم تماس را باز هم کم کرد؛ همان شد نسخهٔ نهایی.

دام‌های رایج

  • آزمودنِ فرض‌های آسان اول پول و وقت صرفِ چیزهایی می‌شود که کسی سرشان شک نداشت.
  • نبودِ معیارِ موفقیت پیش از شروع هر نتیجه‌ای پیروزی خوانده می‌شود و آزمایش بی‌اثر است.
  • نمونهٔ ناقص و آزاردهنده کاربر از تجربهٔ بد فاصله می‌گیرد و شما فکر می‌کنید ایده بد بوده.
  • پنهان‌کردنِ نتیجهٔ منفی دفعهٔ بعد کسی به گزارشِ شما اعتماد نمی‌کند.

خروجی

  • محصول: یک آزمایشِ اجراشده با فرضِ روشن، معیارِ از پیش نوشته‌شده و نتیجهٔ گزارش‌شده.
  • نشانهٔ آمادگی: بتوانید بگویید کدام فرض رد یا تأیید شد، و بر چه اساسی.
  • گام بعد: طرحِ توجیهیِ نوآوری، تا داده‌های همین آزمایش پایهٔ عدد و رقمِ طرح شود.
درسنامه: درسنامهٔ نوآوری بالینی یاس · کتاب: شکستن موانع نوآوری، خیس فان‌ولفن، صفحهٔ ۸۶
← بازگشت به فهرست ابزارها