نقطهٔ طلایی نوآوری

راهبردیصفحهٔ ۱۰۸ کتابSeize the Innovation Sweet Spot

چرا این ابزار

بیشترِ سازمان‌ها بهبودِ کوچک و کم‌ریسک را می‌پسندند و از تغییرِ بزرگ می‌ترسند. برای همین، ایدهٔ بزرگ اگر در زمانِ غلط مطرح شود هرقدر هم خوب باشد رد می‌شود.

دو لحظهٔ طلایی هست: زمانی که سازمان «می‌خواهد» تغییر کند، از سرِ بلندپروازی و پیش از افتِ کار؛ و زمانی که «مجبور» است، از سرِ ناچاری و وقتی کار رو به افول گذاشته. کارِ شما شناختنِ این دو لحظه است.

در بیمارستان، این یعنی زودتر از رسیدنِ بحران اقدام کنید. تعمیرِ سقف وقتی باران می‌بارد سخت است، و فرایندِ نوآوری هم ماه‌ها طول می‌کشد؛ پس باید پیش‌دستی کرد. در میانهٔ بحران، تغییرِ بزرگ را شروع نکنید.

پیش‌نیازها

  • تصویری روشن از اینکه خدمت یا بخشِ شما در کدام مرحله از عمرِ خود است.
  • دسترسی به نشانه‌های واقعی: ریزشِ بیمار، رقیب، تغییرِ مقررات یا اعتباربخشی.
  • شناختِ تصمیم‌گیرندهٔ اصلی و آنچه نگرانش می‌کند.

اجرا

  1. جای خدمت را روی منحنیِ عمر پیدا کنید ۶۰ دقیقه

    بنویسید بخش یا خدمتِ شما در معرفی، رشد، پختگی یا افول است. اگر جای آن را ندانید، لحظهٔ درست را هم نمی‌شناسید.

  2. تشخیص دهید «می‌خواهیم» یا «مجبوریم» ۴۵ دقیقه

    روشن کنید انگیزهٔ اکنون بلندپروازی است یا ناچاری. این دو، دو زبانِ متفاوت برای متقاعدکردنِ مدیران می‌طلبند.

  3. اگر «می‌خواهیم»، به راهبرد گره بزنید ۹۰ دقیقه

    پیش‌دستی را به هدف‌های رشدِ سازمان وصل کنید تا اولویت بگیرد. بلندپروازیِ بی‌ربط به راهبرد، جدی گرفته نمی‌شود.

  4. اگر «مجبوریم»، خطرِ سکون را نشان دهید ۹۰ دقیقه

    با شواهدِ عینی نشان دهید که هیچ‌کاری‌نکردن خطرِ بزرگ‌تری است: بیمارِ ازدست‌رفته، رقیبِ تازه، مقرراتِ در راه. مدیر وقتی «بله» می‌گوید که خودش این خطر را ببیند.

  5. لحظه را دور از بحران انتخاب کنید ۳۰ دقیقه

    زمانی مطرح کنید که سازمان از نظرِ مالی و روانی توان دارد، نه وسطِ یک بحرانِ فشرده. طرحِ درست در زمانِ غلط هم رد می‌شود.

مثال بالینی — بازطراحیِ درمانگاهِ سرپایی

ارائه در میانهٔ بحران

طرحِ بازطراحی وسطِ یک بازرسیِ سنگین مطرح شد

مدیران درگیرِ بحران بودند و طرح حتی خوانده نشد.

نشان‌دادنِ خطرِ سکون

با آمارِ ریزشِ بیمار به رقیبِ تازه، خطرِ ادامهٔ وضع نشان داده شد

معاونت پذیرفت که ماندن در وضعِ فعلی پرخطرتر است و کار اولویت گرفت.

زمانی که هنوز نرسیده بود

برای بخشی که در اوجِ رشد بود همین استدلال به کار رفت

مدیر دلیلی برای تغییر ندید؛ تیم صبر کرد تا نشانهٔ افت پیدا شود.

دام‌های رایج

  • مطرح‌کردن در میانهٔ بحران ذهنِ مدیران جای دیگری است و طرح دیده نمی‌شود.
  • دیر اقدام‌کردن فرایند ماه‌ها طول می‌کشد و فرصت از دست می‌رود.
  • بلندپروازیِ بی‌ربط به راهبرد اولویت نمی‌گیرد و کنار می‌رود.
  • گفتنِ خطر به‌جای نشان‌دادنش مدیر تا خودش نبیند، باور نمی‌کند.

خروجی

  • محصول: تشخیصِ لحظهٔ درست و یک استدلالِ متناسب با «خواستن» یا «ناچاری».
  • نشانهٔ آمادگی: بتوانید بگویید چرا اکنون زمانِ درست است و چه چیزی این را نشان می‌دهد.
  • گام بعد: هم‌راستاسازی نوآوری با راهبرد، تا این لحظه به یک اولویتِ راهبردی بدل شود.
درسنامه: درسنامهٔ نوآوری بالینی یاس · کتاب: شکستن موانع نوآوری، خیس فان‌ولفن، صفحهٔ ۱۰۸
← بازگشت به فهرست ابزارها