همراستاسازی نوآوری با راهبرد
چرا این ابزار
بیشترِ سازمانها در سندِ راهبردیشان واژهٔ «نوآوری» را دارند و هیچجا ننوشتهاند «چگونه». همان شکاف است که باعث میشود هر طرحی هم بشود گفت با راهبرد میخواند و هم بشود گفت نمیخواند.
همراستاسازی یعنی تبدیلِ «باید نوآوری کنیم» به یک سفارشِ مشخص: چرا، چه چیزی، برای چه کسی، کجا، تا کِی، و با چه معیاری. این سفارش، ستارهٔ شمالِ کار میشود.
نوشتنِ آن کارِ شما بهتنهایی نیست. اگر تصمیمگیرندگان در نوشتنش نبوده باشند، سندی دارید که کسی خودش را در آن نمیبیند.
پیشنیازها
- راهبرد یا هدفهای اعلامشدهٔ مرکز، حتی اگر کلی باشند.
- چند ساعت وقت از مدیرانِ تصمیمگیر، یکجا.
- کسی که جلسه را اداره کند و خودش صاحبِ طرح نباشد.
اجرا
- هدفهای اعلامشده را کنارِ هم بگذارید ۹۰ دقیقه
هرچه سازمان رسماً گفته میخواهد — رضایتِ بیمار، کاهشِ اقامت، ایمنی، هزینه — بنویسید. اینها زمینِ بازیاند و از خودتان اضافه نکنید.
- تصمیمگیرندگان را یکجا جمع کنید ۴ ساعت
یک کارگاهِ نیمروزه با کسانی که واقعاً تصمیم میگیرند. حضورشان از دقتِ سند مهمتر است: سندی که با هم نوشته شده، بعداً دفاع لازم ندارد.
- سفارشِ نوآوری را بنویسید ۲ ساعت
یک بند که میگوید چرا این کار را میکنیم، چند طرح میخواهیم، برای کدام گروه، در کدام حوزه و تا چه زمانی. مبهم بودنِ آن، اجازهٔ ردکردنِ هر چیزی را بعداً به هرکسی میدهد.
- معیارِ پذیرش را همانجا تعیین کنید ۶۰ دقیقه
بنویسید یک طرح چه شرطی داشته باشد که انتخاب شود. معیاری که بعد از دیدنِ طرحها نوشته شود، معیار نیست؛ توجیه است.
- سفارش را منتشر کنید و به آن ارجاع بدهید ۳۰ دقیقه
همان یک بند را در هر جلسه و هر ارائه بالای صفحه بگذارید. سندی که فقط یکبار خوانده شود، وجود ندارد.
مثال بالینی — تعیینِ جهتِ نوآوری برای یک مرکزِ آموزشی-درمانی
دو دورِ اول بدونِ حضورِ تصمیمگیرندگان نوشته شد و هر دو بار کنار گذاشته شد.
یک صفحه جهتگیری تهیه و برای تأیید فرستاده شد
تأیید شد و هیچوقت به آن ارجاع نشد.
از هر مدیر جداگانه پرسیده شد چه میخواهد
پنج پاسخِ ناسازگار؛ سندِ حاصل، همه را راضی و هیچکس را متعهد نکرد.
همان مدیران چهار ساعت یکجا نشستند و یک بند نوشتند
سفارش با دو معیارِ عددی بیرون آمد و شش ماه مرجعِ رد و قبولِ طرحها بود.
دامهای رایج
- نوشتنِ سفارش بهجای مدیران سندی که در نوشتنش نبودهاند، سندی است که خودشان را در آن نمیبینند.
- مبهم گذاشتنِ سفارش بعداً هر طرحی را میشود با آن رد یا قبول کرد، که یعنی هیچ جهتی نداده.
- تعیینِ معیار پس از دیدنِ طرحها آن دیگر معیار نیست، توجیهِ انتخابی است که از قبل شده بود.
- بایگانیکردنِ سند سفارشی که در جلسهها تکرار نشود، ظرفِ یک ماه فراموش میشود.
خروجی
- محصول: یک بندِ سفارشِ نوآوری با معیارهای پذیرش، امضاشده توسطِ کسانی که تصمیم میگیرند.
- نشانهٔ آمادگی: بتوان با خواندنِ همان بند گفت یک طرحِ مشخص در دامنه هست یا نیست.
- گام بعد: نقطهٔ طلایی نوآوری، تا در همان جهت، نقطهای پیدا شود که نیاز و توانِ مرکز همدیگر را میبینند.