کاری که کاربر می‌خواهد انجام شوددر ترجمهٔ چاپی: کارهایی که باید انجام شود

درکصفحهٔ ۷۵ کتابJobs to be done

چرا این ابزار

آدم‌ها محصول نمی‌خواهند؛ می‌خواهند کاری انجام شود. این جمله کلیشه شده، ولی نتیجه‌اش کاملاً عملی است: اگر بفهمید کاربر واقعاً می‌خواهد چه چیزی را به سرانجام برساند، دامنهٔ راه‌حل‌های ممکن ناگهان باز می‌شود.

مثال معروفش این است: کسی مته نمی‌خرد، سوراخ می‌خواهد. در بیمارستان: همراه بیمار «خدمت همراهی» نمی‌خواهد؛ می‌خواهد مطمئن باشد وقتی نیست، کسی حواسش به بیمار هست.

قالب نوشتنش هم همین را حفظ می‌کند: «وقتی [وضعیت]، می‌خواهم [انگیزه]، تا [نتیجه]». هر سه بخش لازم است. بدون وضعیت، کلی می‌شود. بدون نتیجه، معلوم نیست موفقیت چیست.

پیش‌نیازها

  • دست‌کم چند مصاحبه انجام شده باشد. خروجی این ابزار از دل حرف‌های واقعی درمی‌آید، نه از جلسهٔ تیمی.
  • گروه کاربری مشخص باشد.

اجرا

  1. از نقل‌قول‌ها شروع کنید نه از ذهن ۱۵ دقیقه

    سه تا پنج نقل‌قول را که به یک موضوع مربوط‌اند کنار هم بگذارید.

  2. قالب را پر کنید ۲۰ دقیقه

    «وقتی [وضعیت]، می‌خواهم [انگیزه]، تا [نتیجه].» برای هر نقل‌قول یکی. نگران تکرار نباشید.

  3. تکراری‌ها را ادغام و بقیه را اولویت‌بندی کنید ۱۵ دقیقه

    کدام کار بیشتر تکرار می‌شود؟ کدام وقتی انجام نشود بیشترین آسیب را می‌زند؟

  4. آزمون راه‌حل‌زدایی ۱۰ دقیقه

    در جملهٔ نهایی هیچ ابزار، سامانه یا فرمی نباید باشد. اگر هست، آن راه‌حل است نه کار.

  5. لایه‌های احساسی و اجتماعی را هم بنویسید ۱۰ دقیقه

    کنار لایهٔ کارکردی، معمولاً یک کار احساسی هست («می‌خواهم احساس نکنم مزاحمم») و یک کار اجتماعی («می‌خواهم جلوی همکارم بی‌دقت به نظر نرسم»). همین‌ها معمولاً تعیین‌کننده‌اند.

مثال بالینی — تأمین و استانداردسازی همراه بیمار

نوشتهٔ اول

«همراه بیمار می‌خواهد خدمات همراهی دریافت کند.»

این راه‌حل است در لباس کار. هیچ وضعیت و نتیجه‌ای ندارد.

نوشتهٔ دوم

«وقتی مجبورم سر کار بروم، می‌خواهم بدانم کسی هست که به مادرم سر بزند، تا نگران نباشم.»

وضعیت، انگیزه و نتیجه دارد و هیچ راه‌حلی را تحمیل نمی‌کند؛ می‌شود با یک نفر، با یک تماس یا با تغییر برنامهٔ ملاقات حلش کرد.

لایهٔ احساسی

«می‌خواهم حس نکنم مادرم را رها کرده‌ام.»

این جمله در هیچ فرم نیازسنجی‌ای پیدا نمی‌شد و از دل یک مکث در مصاحبه بیرون آمد.

دام‌های رایج

  • نوشتن راه‌حل به‌جای کار هر اسمی که یک ابزار یا خدمت است، نشانهٔ خطاست.
  • جملهٔ بدون وضعیت «می‌خواهم مطمئن باشم» بدون «وقتی…» کلی است و به هیچ لحظه‌ای وصل نیست.
  • فقط لایهٔ کارکردی اگر همهٔ جمله‌ها عملیاتی‌اند و هیچ‌کدام احساسی نیست، احتمالاً از فرم استخراج کرده‌اید نه از مصاحبه.

خروجی

  • محصول: سه تا پنج جملهٔ «کار» با وضعیت، انگیزه و نتیجه، اولویت‌بندی‌شده.
  • نشانهٔ آمادگی: هر جمله را بتوانید به یک نقل‌قول وصل کنید.
  • گام بعد: ورودی پرسونا و پرسش «چگونه می‌توانیم…؟».
درسنامه: درسنامهٔ نوآوری بالینی یاس · کتاب: جعبه ابزار تفکر طراحی (ترجمهٔ فارسی)، صفحهٔ ۷۵ · گراف: دروازهٔ ۶ در Innovation A to Z
← بازگشت به فهرست ابزارها