بیمارمحوری

راهبردیصفحهٔ ۱۵۲ کتابBe Customer-centred

چرا این ابزار

نوآوری وقتی می‌گیرد که مسئله‌ای واقعی از کسی حل کند. در بیمارستان آن کس بیمار است و همراهش و کارکنانی که هر روز با همان کار سر و کله می‌زنند — و «واقعی» یعنی چیزی که خودشان از آن رنج می‌برند، نه چیزی که ما فکر می‌کنیم باید بکشند.

اگر فقط دنبالِ مسئله‌های شناخته‌شده بروید، همان کاری را می‌کنید که همه می‌کنند و در بهترین حالت کمی بهتر. نیازِ دیده‌نشده جای دیگری است، و پیداکردنش به این بستگی دارد که از چند زاویه نگاه کنید.

چهار زاویه هست: نزدیک به بیمارِ معمول، دور و از بالا به الگوی رفتارِ همهٔ آن‌ها، نزدیک به بیمارِ غیرمعمول، و دور و از بالا به گروه‌های غیرمعمول. سه‌تای آخر همان‌هایی است که معمولاً نگاه نمی‌کنیم.

پیش‌نیازها

  • دسترسی به بیماران یا همراهانشان، حتی چند نفر.
  • اجازهٔ حضور و مشاهده در همان جایی که کار انجام می‌شود.
  • آمادگی برای اینکه فرضِ اولیه‌تان غلط از آب دربیاید.

اجرا

  1. از نزدیک به بیمارِ معمول نگاه کنید ۲ تا ۳ روز

    چند مصاحبهٔ کوتاه و چند ساعت مشاهده در همان مسیر. دنبالِ جمله‌های آزردگی بگردید، نه پاسخ به پرسش‌های خودتان.

  2. از بالا به داده‌ها نگاه کنید ۱ روز

    شکایت‌ها، خطاها، تماس‌های مکرر و نوبت‌های ازدست‌رفته را کنارِ هم بگذارید. الگویی که در یک مصاحبه دیده نمی‌شود، این‌جا خودش را نشان می‌دهد.

  3. سراغِ بیمارِ غیرمعمول بروید ۱ تا ۲ روز

    کسی که کارش با مسیرِ عادی راه نمی‌افتد: سالمند تنها، بیمارِ کم‌سواد، کسی که از شهرِ دیگر آمده. مسئله‌ای که برای او حاد است، برای بقیه هم هست، فقط پنهان‌تر.

  4. به گروه‌های کنارگذاشته‌شده نگاه کنید ۱ روز

    کسانی که اصلاً نمی‌آیند یا وسطِ راه رها می‌کنند. نبودنشان خودش داده است و معمولاً هیچ‌جا شمرده نمی‌شود.

  5. یافته‌ها را به یک مسئلهٔ نوشته‌شده تبدیل کنید ۹۰ دقیقه

    یک جمله بنویسید: چه کسی، در چه موقعیتی، با چه چیزی مشکل دارد و چرا مهم است. اگر در یک جمله جا نشد، هنوز چند مسئله را با هم گرفته‌اید.

مثال بالینی — ترخیصِ بیمارانِ سالمند

مسئلهٔ واقعی در جایی بود که هیچ شاخصی آن را نمی‌شمرد.

نظرسنجیِ رضایت

از بیماران پرسیده شد از فرایندِ ترخیص راضی بودند؟

رضایت بالا بود؛ هیچ سرنخی به دست نداد.

مشاهده در روزِ ترخیص

چند ساعت کنارِ بخش، مسیرِ ترخیص دنبال شد

معلوم شد آموزشِ دارو دقایقی پیش از رفتن و در شلوغی داده می‌شود.

پیگیریِ تلفنی هفتهٔ بعد

با بیمارانی که بازگشت داشتند تماس گرفته شد

بیشترشان دارو را اشتباه مصرف کرده بودند؛ مسئله در آموزش بود نه در دارو.

دام‌های رایج

  • پرسیدنِ رضایت به‌جای دیدنِ رفتار بیمار مؤدب است و پاسخِ مؤدبانه چیزی روشن نمی‌کند.
  • نگاه‌کردن فقط به بیمارِ معمول همان مسئله‌هایی پیدا می‌شود که همه دارند رویشان کار می‌کنند.
  • نشمردنِ کسانی که نمی‌آیند بزرگ‌ترین شکافِ خدمت معمولاً در همان‌هاست و هیچ گزارشی نشانش نمی‌دهد.
  • پریدن به راه‌حل وسطِ مصاحبه به‌محضِ پیشنهادِ راه‌حل، طرف مقابل دربارهٔ آن حرف می‌زند و نه دربارهٔ مسئله‌اش.

خروجی

  • محصول: یک مسئلهٔ نوشته‌شده در یک جمله، با شواهدی از دست‌کم دو زاویهٔ متفاوت.
  • نشانهٔ آمادگی: بتوانید بگویید مسئله را از چه کسی شنیدید و کجا دیدید.
  • گام بعد: اثباتِ تعهدِ کاربر، تا پیش از ساختنِ راه‌حل، معلوم شود کسی واقعاً آن را می‌خواهد.
درسنامه: درسنامهٔ نوآوری بالینی یاس · کتاب: شکستن موانع نوآوری، خیس فان‌ولفن، صفحهٔ ۱۵۲
← بازگشت به فهرست ابزارها