سؤالات ۵W+H
چرا این ابزار
گاهی مسئله را میشناسید، ولی فقط از یک زاویه. این ابزار وادارتان میکند زاویه را عوض کنید.
شش پرسش ساده: چه کسی، چه چیزی، کجا، کِی، چرا، چگونه. کارشان این است که جاهای خالی را نشان دهند. معمولاً وقتی این شش را پر میکنید، معلوم میشود جواب دو تایشان را اصلاً نمیدانید؛ و همان دو تا جایی است که باید سراغش بروید.
سادگیاش فریبنده است: بیشتر تیمها خیال میکنند جوابها را میدانند، تا وقتی که مجبور شوند آنها را بنویسند.
پیشنیازها
- یک مسئلهٔ مشخص، حتی اگر هنوز مبهم باشد. این جدول را برای «همهچیز» نمیشود پر کرد.
اجرا
- شش ستون بکشید و هرکس جدا پر کند ۱۰ دقیقه
چه کسی، چه چیزی، کجا، کِی، چرا، چگونه. جدا نوشتن مهم است؛ در گروه، جواب پرصداترین نفر جواب همه میشود.
- جوابها را کنار هم بگذارید ۱۵ دقیقه
جایی که جوابها با هم نمیخوانند، همانجایی است که تیم اختلاف دارد و خودش خبر نداشت.
- ستونهای خالی را علامت بزنید ۱۰ دقیقه
ستونهای خالی مهمترین خروجی این جلسهاند؛ اینها پرسشهای میدانی شما هستند.
- هر جواب را با «از کجا میدانیم؟» بسنجید ۱۰ دقیقه
جوابی را که شاهد ندارد با رنگ دیگری علامت بزنید. تفاوتش با جواب مستند باید در نگاه اول معلوم باشد.
مثال بالینی — کنترل عفونت و مقاومت آنتیبیوتیکی
چه کسی: بیماران بستری / کجا: کل بیمارستان / کِی: همیشه
سه ستون پر شد ولی هیچکدام چیزی نمیگوید. «همیشه» و «کل بیمارستان» یعنی هنوز نمیدانیم.
چه کسی: بیمار بستری بیش از پنج روز در بخش داخلی / کجا: هنگام تعویض کاتتر / کِی: شیفت شب بیشتر
حالا میشود رفت و دید. سه ستون دیگر خالی ماند و همانها فهرست کارهای هفتهٔ بعد شد.
«چرا» و «چگونه»
تیم فهمید علت را نمیداند و فقط حدس دارد؛ همین مهمترین یافتهٔ آن جلسه بود.
دامهای رایج
- پرکردن ستونها با حدس ستون خالی از ستونی که غلط پر شده بهتر است. ستون خالی میگوید کجا بروید؛ ستون غلط شما را به جای اشتباه میفرستد.
- جوابهای کلی «همه»، «همیشه»، «همهجا» یعنی هنوز جواب ندارید.
- رد شدن از «چرا» سختترین ستون است و بیشترین ارزش را دارد. اگر جایش بیندازید، فقط موقعیت را توصیف کردهاید.
خروجی
- محصول: جدول ششستونی که ستونهای مستند و حدسیاش از هم جدا شدهاند.
- نشانهٔ آمادگی: بتوانید بگویید کدام ستونها را میدانید و کدام را باید بروید بپرسید.
- گام بعد: ورودی بیان مسئله و برنامهٔ مصاحبهها.