تحریک گریز

تحریک و حرکتEscape provocation

چرا این ابزار

در هر موقعیتی چیزهای زیادی هست که بدیهی گرفته‌ایم: بیمارستان تخت دارد، پزشک ویزیت می‌کند، دارو در ساعت مشخص داده می‌شود. روش گریز ساده و مکانیکی است: یک چیز بدیهی را صریح بنویسید، بعد نفی‌اش کنید و با «پو» تحریکش کنید. «پو» علامت تحریک است: یعنی جمله پیشنهاد نیست و فقط سکویی برای پرش به فکر تازه است. مثال کتاب: «پو، رستوران غذا ندارد» به ایدهٔ رستورانی برای پیک‌نیک سرپوشیده رسید که مهمانان غذای خودشان را می‌آورند و برای فضا و خدمت پول می‌دهند.

شرط اصلی این است که بدیهی هرگز مسئله یا ویژگی منفی نباشد. گریز از «صف طولانی» تحریکی نمی‌سازد؛ فقط آرزوی رفع مشکل است. گریز از چیزی کار می‌کند که عادی و حتی خوب است.

خطر رایج این است که گریز فقط یک راه را ببندد و تیم سراغ جایگزین آشنا برود: «پو، با خودرو سر کار نمی‌آییم» و جواب «پس با اتوبوس». این ایدهٔ مفیدی است ولی تازه نیست. از همان تحریک جهت‌های دورتر را هم امتحان کنید. گریز را به خود فکر جلسه هم می‌شود زد: «همه فرض کرده‌ایم که بیمار باید بیاید؛ پو، بیمار نمی‌آید.»

پیش‌نیازها

  • روند یا سیستمی جاافتاده.
  • چند نفر که روند را از نزدیک می‌شناسند، چون بدیهیات پنهان را فقط آن‌ها می‌بینند.

اجرا

  1. بدیهیات را فهرست کنید ۵ دقیقه

    هر کس چند چیز بنویسد که در این روند همیشه هست؛ هم آشکارها و هم پنهان‌ها.

  2. منفی‌ها را خط بزنید ۲ دقیقه

    هر چیزی که مشکل یا شکایت است از فهرست بیرون برود.

  3. یکی را تصادفی انتخاب کنید ۱ دقیقه

    یک عدد بگویید تا هر کس مورد همان شماره را از فهرست خودش بردارد، یا قرعه بکشید. انتخاب عمدی، تحریک را به سمت ایده‌های قبلی می‌برد.

  4. نفی کنید ۱ دقیقه

    بدیهی را حذف، لغو یا نفی کنید و با «پو» بگویید.

  5. حرکت کنید ۱۰ دقیقه

    با روش‌های حرکت، به‌ویژه لحظه‌به‌لحظه، از تحریک جلو بروید. اگر فقط به جایگزینی آشنا رسیدید، جهت دیگری را امتحان کنید.

مثال بالینی — راند صبحگاهی بخش داخلی

تیم بخش داخلی می‌خواست راند صبحگاهی را بهتر کند. اول چیزهایی را که در راند بدیهی گرفته‌اند فهرست کرد، بعد هر کدام را با «پو» نفی کرد و دید فکر به کجا می‌رسد.

گریز از «راند ساعت مشخص دارد»

بدیهی: راند هر روز ساعت ۸ شروع می‌شود. تحریک: «پو، راند ساعت مشخص ندارد.» تیم لحظه‌به‌لحظه تصور کرد: پزشک هر وقت جواب آزمایش بیماری آمد، همان وقت سراغش می‌رود.

از این تصور ایده‌ای عملی آمد: بیمارانی که آمادهٔ ترخیص‌اند اول دیده شوند، با فهرستی که پرستار شب آماده می‌کند، تا تخت زودتر آزاد شود.

گریز از «پزشک بالای سر بیمار می‌آید»

تحریک: «پو، پزشک بالای سر بیمار نمی‌آید.» اولین جواب تیم «ویزیت تلفنی» بود.

این فقط جایگزینی آشنا بود، نه فکر تازه. تیم جهت دیگری را امتحان کرد: اگر پزشک نمی‌آید، بیمار چطور حرفش را می‌رساند؟ ایده: بیمار شب قبل پرسش‌هایش را می‌نویسد و راند با همان پرسش‌ها شروع می‌شود.

گریزی که کار نکرد

کسی پیشنهاد داد: «پو، راند طولانی نیست.»

تحریکی ساخته نشد، چون طولانی‌بودن راند یک مشکل است، نه چیزی بدیهی. نفی یک مشکل فقط آرزوی رفع آن است.

دام‌های رایج

  • گریز از مشکل گریز از یک ویژگی منفی فقط آرزوی رفع آن است، نه تحریک.
  • انتخاب عمدی بدیهی بدیهی‌ای که خودتان انتخاب کنید، معمولاً به ایده‌ای می‌رسد که از قبل داشتید.
  • راضی‌شدن به جایگزین آشنا اگر گریز فقط یک راه را بست و به راه آشنای دیگری رسیدید، هنوز از تحریک استفاده نکرده‌اید.
  • فقط بدیهیات آشکار تحریک‌های قوی اغلب از بدیهیات پنهان می‌آیند؛ مثلاً اینکه دارو را همیشه پرستار می‌دهد.

خروجی

  • محصول: فهرست بدیهیات، چند تحریک گریز و ایده‌های حاصل از آن‌ها.
  • نشانهٔ آمادگی: ایده‌ای که روند را از جایی تغییر دهد که هیچ‌کس مسئله‌اش نمی‌دانست.
  • گام بعد: تحریک سنگ‌پله، وقتی تغییر بنیادی‌تری در کل سیستم لازم است.
کتاب: Serious Creativity، ادوارد دوبونو، فصل «ساختن تحریک»
← بازگشت به فهرست تکنیک‌ها