تحریک (پو) و حرکت

تحریک و حرکتProvocation (po) and movement

چرا این ابزار

مغز الگو می‌سازد و از همان الگوها جلو می‌رود. ایده‌ای که پس از کشف بدیهی به نظر می‌رسد، پیش از کشف دیده نمی‌شد، چون از مسیر اصلی به مسیر فرعی راهی نبود. تحریک همان پل است: جمله‌ای که در مسیر تجربه نیست و ما را موقتاً از مسیر اصلی بیرون می‌برد. تعریفش ساده است: در تحریک، دلیل گفتن یک جمله ممکن است فقط بعد از گفتنش پیدا شود.

دوبونو واژهٔ «پو» (po) را ساخت تا نشان دهد جمله‌ای عمداً تحریک است، نه پیشنهاد جدی؛ وگرنه همه وقتشان را صرف رد آن می‌کنند. مثال خود او: «پو، کارخانه پایین‌دست خودش است.» از این جملهٔ ناممکن، ایدهٔ قانونی آمد که کارخانهٔ کنار رودخانه آب ورودی‌اش را پایین‌دست فاضلاب خودش بگیرد تا اولین کسی باشد که از آلودگی‌اش آسیب می‌بیند.

تحریک بدون «حرکت» بی‌فایده است. حرکت با کنارگذاشتن قضاوت فرق دارد؛ کاری فعال است با پنج روش: اصلی را بیرون بکشید، روی تفاوت تمرکز کنید، لحظه‌به‌لحظه تصور کنید، جنبه‌های مثبت را پیدا کنید، و شرایطی را بیابید که تحریک در آن ارزش مستقیم دارد. قضاوت می‌پرسد «درست است یا نه؟»؛ حرکت می‌پرسد «از این‌جا به کجا می‌شود رفت؟»

لازم نیست همهٔ تحریک‌ها را خودتان بسازید. هر حرف عجیب یا ایدهٔ نامعقولی را که در جلسه شنیدید، می‌توانید در ذهن خودتان تحریک فرض کنید و از آن حرکت کنید. این انتخاب کاملاً با شماست و لازم نیست کسی از آن خبر داشته باشد.

پیش‌نیازها

  • کانون مشخص.
  • توافق جلسه که پس از «پو» کسی قضاوت نکند.

اجرا

  1. کانون را تکرار کنید ۲ دقیقه

    همه بدانند تحریک دربارهٔ چیست.

  2. تحریک بسازید یا بردارید ۳ دقیقه

    با روش گریز یا سنگ‌پله بسازید، یا یکی از حرف‌های نامعقول جلسه را بردارید. جمله را با «پو،» شروع کنید.

  3. اول حرکت آزاد ۳ دقیقه

    چند دقیقه بی‌روش خاص ببینید تحریک ذهن را به کجا می‌برد.

  4. پنج روش حرکت را یکی‌یکی امتحان کنید ۱۰ دقیقه

    اصلی را بیرون بکشید و بقیه را رها کنید؛ تفاوت با روش فعلی را دنبال کنید، حتی اگر یک درصد باشد؛ تحریک را در حال اجرا لحظه‌به‌لحظه تصور کنید؛ فایده‌های مستقیمش را فهرست کنید؛ و بپرسید در چه شرایطی همین تحریک مستقیماً ارزش دارد.

  5. نتیجه‌ها را نام‌گذاری کنید ۵ دقیقه

    هر چه رسید را برچسب بزنید: نقطهٔ جالب، تفاوت، ارزش، مفهوم یا ایده. اگر به ایدهٔ قدیمی برگشتید، از راه دیگری بروید.

  6. ارزش را ساده‌تر به دست آورید ۵ دقیقه

    وقتی به ارزشی رسیدید، آن را نقطهٔ ثابت کنید و بپرسید آیا راه ساده‌تر و عملی‌تری برای همان ارزش هست.

مثال بالینی — ازدحام همراهان در بخش کودکان

مسئله: همراهان کودکان بستری مدام به ایستگاه پرستاری می‌آیند و پرستاران وقت کم می‌آورند. تیم عمداً جمله‌ای نامعقول ساخت: «پو، همراهان پرستار بخش‌اند.» این پیشنهاد نیست؛ سکوی پرشی است تا ببینیم فکر به کجا می‌رسد. بعد با روش‌های حرکت از آن جلو رفتند:

بیرون‌کشیدن اصل

یک ویژگی پرستار را برداشتند و بقیه را رها کردند: پرستار مراقب بیمار است و وضعش را ثبت می‌کند. همراه هم همیشه کنار بیمار است.

مفهوم: از حضور دائمی همراه برای پایش کمک بگیریم، نه برای کار درمانی.

تصور لحظه‌به‌لحظه

تصور کردند مادری که «پرستار» است چه می‌کند: دمای کودک را اندازه می‌گیرد و جایی ثبت می‌کند.

ایده: برگه‌ای ساده و تصویری که مادر تب و مایعات خورده‌شدهٔ کودک را در آن ثبت کند و پرستار در راند آن را بخواند.

جنبهٔ مثبت

پرسیدند همین تحریک، همان‌طور که هست، چه فایده‌ای دارد؟ جواب: همراهی که کاری بر عهده دارد، کمتر سر ایستگاه می‌آید.

همین فایده، یعنی رفت‌وآمد کمتر، نقطهٔ شروع ایده‌های دیگر شد.

شرایط

پرسیدند تحریک در چه شرایطی بیشترین ارزش را دارد؟ جواب: در شیفت شب که پرستار کمتر است.

ایده برای شیفت شب جدی‌تر شد، با یک آموزش پنج‌دقیقه‌ای به همراه هنگام پذیرش.

بازگشت به ایدهٔ قدیمی

کسی گفت: «این که همان آموزش همراه است که داریم».

به‌جای رد ایده، روی تفاوتش تمرکز کردند: در آموزش فعلی همراه فقط می‌شنود، این‌جا داده ثبت می‌کند.

دام‌های رایج

  • قضاوت بلافاصله پس از «پو» تحریک برای رد شدن ساخته نشده؛ قضاوت آن را پیش از حرکت می‌کشد.
  • تحریک برای ایدهٔ از پیش موجود تحریکی که از اول می‌دانید به کجا می‌رسد، تحریک نیست.
  • گفتن نکته‌های منفی اگر در حرکت به نکته‌ای منفی رسیدید، آن را مطرح نکنید؛ از خود آن به ایده‌ای مفید حرکت کنید.
  • اصرار بر نتیجه گاهی حرکت به جایی نمی‌رسد. بپذیرید، برداشت کنید و بعداً با تحریک دیگری برگردید.
  • جملهٔ «این همان چیزی است که داریم» این جمله ایده را بی‌صدا می‌کشد. جوابش تمرکز روی تفاوت است.

خروجی

  • محصول: فهرست مفهوم‌ها، ایده‌ها و نقطه‌های جالبی که از تحریک درآمد.
  • نشانهٔ آمادگی: دست‌کم یک ایده که با نگاه به عقب منطقی است ولی بی تحریک به آن نمی‌رسیدید.
  • گام بعد: برداشت ایده‌ها و خروجی رسمی، تا هر چه از حرکت درآمد ثبت شود.
کتاب: Serious Creativity، ادوارد دوبونو، فصل‌های «تحریک» و «حرکت»
← بازگشت به فهرست تکنیک‌ها