ورودی تصادفی

تحریک و حرکتRandom input

چرا این ابزار

اگر همیشه از یک مسیر از خانه بیرون بروید، فقط همان مسیر را می‌شناسید. اما اگر کسی شما را لب شهر پیاده کند و خودتان برگردید، احتمالاً از جاده‌ای می‌آیید که هرگز از آن بیرون نمی‌رفتید. ورودی تصادفی همین کار را می‌کند: نقطهٔ شروع را عوض می‌کند تا مسیرهایی باز شود که از مرکز موضوع دیده نمی‌شدند.

کلمه باید واقعاً تصادفی باشد، چون هر کلمه‌ای که خودتان انتخاب کنید با فکر فعلی‌تان جور است. دوبونو فهرستی شصت‌تایی از اسم‌های ساده پیشنهاد می‌کند که عدد ثانیه‌شمار ساعت، شمارهٔ کلمه را تعیین کند. مغز آن‌قدر در ساختن ارتباط خوب است که کلمه هرگز بیش از حد دور نیست؛ مشکل رایج‌تر این است که کلمه آن‌قدر به موضوع نزدیک باشد که تحریکی نسازد.

مثال کتاب: «دستگاه کپی، پو، بینی»؛ یعنی دستگاه کپی و بینی عمداً کنار هم گذاشته شدند. این جمله به ایدهٔ کارتریجی رسید که هر خرابی دستگاه را با بویی متفاوت خبر می‌دهد. ورودی تصادفی ساده‌ترین تکنیک تحریک است و به کلمه محدود نیست: تصویر، شیء، خواندن مجله‌ای از رشتهٔ دیگر یا گفت‌وگو با کسی از حوزهٔ دیگر هم ورودی تصادفی است.

پیش‌نیازها

  • کانون مشخص؛ بهتر است به شکل «کانون حوزه» باشد.
  • فهرستی شصت‌تایی از اسم‌های ساده و ملموس، مثل چتر، پل، نان و آینه، یا هر راه دیگری برای انتخاب کاملاً تصادفی.

اجرا

  1. کلمه را تصادفی بگیرید ۱ دقیقه

    به ثانیه‌شمار ساعت نگاه کنید و کلمهٔ همان شماره را از فهرست بردارید. اگر کلمه اسم نیست، اولین اسم پس از آن را بردارید.

  2. کلمه و کانون را کنار هم بنویسید ۱ دقیقه

    مثلاً: «اتاق انتظار، پو، چتر». یعنی اتاق انتظار و چتر را عمداً کنار هم گذاشته‌اید تا ببینید فکر از این جفت به کجا می‌رود.

  3. اولین ویژگی کلمه را بردارید ۳ دقیقه

    همهٔ ویژگی‌ها را فهرست نکنید؛ با اولین چیزی که به ذهن رسید کار کنید.

  4. به کانون وصل کنید و حرکت کنید ۱۰ دقیقه

    از آن ویژگی مستقیم به کانون برگردید. زنجیرهٔ بلند «این مرا یاد آن می‌اندازد» نسازید؛ آخرش به ایده‌های قدیمی می‌رسید.

  5. ایده‌ها را ثبت کنید و بس ۵ دقیقه

    سراغ کلمهٔ دوم و سوم نروید. با یک کلمه کار کنید و بعد به تکنیک دیگری بروید.

مثال بالینی — اضطراب کودکان پیش از خون‌گیری

کانون: اضطراب کودکان هنگام خون‌گیری در آزمایشگاه. هر بار یک کلمهٔ تصادفی از فهرست کشیدند و اولین ویژگی آن را به کانون وصل کردند.

کلمهٔ تصادفی: پل

اولین ویژگی پل که به ذهن رسید: دو طرف جدا را به هم وصل می‌کند. تیم پرسید چه چیزی کودک را از دنیای آشنا به دنیای ناآشنای خون‌گیری می‌رساند؟

ایده: پیش از خون‌گیری، والد همان مراحل را روی بازوی عروسک کودک تمرین کند تا کار ناآشنا آشنا شود.

کلمهٔ تصادفی: نان

اولین ویژگی نان: آن را تکه‌تکه می‌کنند و ذره‌ذره می‌خورند.

ایده: خون‌گیری به سه مرحلهٔ کوچک با نام و شماره تقسیم شود («بستن، تمیزکردن، یک، دو، سه») تا کودک بداند کجای کار است و چقدر مانده.

کلمه‌ای که کنار گذاشته شد

یک بار کلمهٔ «سوزن» درآمد.

این تنها حالتی است که گرفتن کلمهٔ دوم مجاز است: کلمه آن‌قدر به خود موضوع نزدیک است که فکر را از جای تازه‌ای شروع نمی‌کند.

دام‌های رایج

  • ربط‌دادن کلمه به ایدهٔ قبلی نشان‌دادن زرنگی در وصل‌کردن کلمه به ایده‌ای که از قبل داشتید، هدف تکنیک را از بین می‌برد.
  • دستکاری کلمه حروف را جابه‌جا نکنید و بخشی از کلمه را جدا نکنید. این یعنی دنبال کلمه‌ای گشتن که جور باشد.
  • فهرست‌کردن همهٔ ویژگی‌ها با فهرست کامل، ویژگی‌ای را برمی‌دارید که راحت جور می‌شود و اثر تحریک از دست می‌رود.
  • طمع وقتی روش جواب داد، وسوسه می‌شوید کلمهٔ بعدی و بعدی را هم امتحان کنید. «بهترین» کلمهٔ تصادفی وجود ندارد.

خروجی

  • محصول: چند خط فکری تازه و ایده‌های اولیه برای کانون.
  • نشانهٔ آمادگی: ایده‌ای که فکر را از شیار همیشگی بیرون آورده باشد، حتی اگر هنوز عملی نباشد.
  • گام بعد: کار با مفهوم، تا از ایده‌های خام، مفهوم پشتشان بیرون کشیده شود.
کتاب: Serious Creativity، ادوارد دوبونو، فصل «ورودی تصادفی»
← بازگشت به فهرست تکنیک‌ها