کار با مفهوم

چالش و جایگزینWorking with concepts

چرا این ابزار

هر کار و هر خدمتی مفهومی پنهان دارد، چه کسی آن را طراحی کرده باشد چه نه. دوبونو از بانکی می‌گوید که دستگاه خودپرداز را برای «راحتی» مشتریان پرمشغله گذاشت و بعد دید بخش بزرگی از کاربرانش کسانی‌اند که ترجیح می‌دهند با کارمند حرف نزنند. مفهومی که واقعاً کار می‌کرد «ناشناس‌ماندن» بود.

مفهوم مثل تقاطع جاده است: اگر از مقصدی که رفته‌اید راضی نیستید، به تقاطع برمی‌گردید و راه دیگری را انتخاب می‌کنید. برای همین مفهوم بهترین نقطهٔ ثابت جایگزین‌هاست. کارکردن مستقیم در سطح مفهوم سخت است؛ آسان‌تر این است که در سطح ایده کار کنید و مدام به مفهوم «عقب بکشید».

سه نوع مفهوم کاربردی‌ترند: مفهوم هدف، یعنی چه می‌خواهیم انجام دهیم؛ مفهوم سازوکار، یعنی چطور کار می‌کند؛ و مفهوم ارزش، یعنی چرا ارزشمند است. سطح مفهوم مهم است: «فروش مداد طلایی» فقط توصیف است و «سودسازی» دربارهٔ هر کسب‌وکاری صدق می‌کند. مفهوم را یک پله کلی‌تر و یک پله مشخص‌تر بنویسید تا سطح مفید را حس کنید.

پیش‌نیازها

  • ایده، خدمت یا روشی موجود برای عقب‌کشیدن.
  • حوصلهٔ کمی ابهام؛ مفهوم باید کلی باشد، نه دقیق و جزئی.

اجرا

  1. از ایده عقب بکشید ۵ دقیقه

    بپرسید: روش کلی این‌جا چیست؟ سازوکار کار چیست؟ این ایده راهی است برای انجام چه کاری؟

  2. سه نوع مفهوم را جدا کنید ۱۰ دقیقه

    هدف، سازوکار و ارزش را هر کدام در یک جمله بنویسید.

  3. سطح مفهوم را تنظیم کنید ۵ دقیقه

    هر مفهوم را یک پله کلی‌تر و یک پله مشخص‌تر بنویسید و مفیدترین را نگه دارید. آزمون: آیا این جمله چیز دیگری را هم توصیف می‌کند؟

  4. با مفهوم کار کنید ۱۵ دقیقه

    سه کار ممکن است: مفهوم را قوی‌تر کنید، آن را به چالش بکشید و عوضش کنید، یا ایده‌های تازه‌ای برای اجرای همان مفهوم بسازید.

  5. به ایده برگردید ۵ دقیقه

    هر مفهوم را دست‌کم با یک ایدهٔ عملی یا یک «ایدهٔ نمونه» همراه کنید.

مثال بالینی — درمانگاه ویژهٔ بیماران دیابتی

تیم درمانگاه دیابت از روش کار خودش عقب کشید تا ببیند پشت آن چه مفهوم‌هایی هست.

مفهوم هدف

پرسیدند ویزیت سه‌ماهه برای چیست؟ جواب: «کنترل قند خون بیمار در فاصلهٔ ویزیت‌ها».

روشن شد ویزیت فقط یکی از راه‌های رسیدن به این هدف است و راه‌های دیگری هم می‌شود ساخت.

مفهوم سازوکار

پرسیدند این هدف الان چطور برآورده می‌شود؟ جواب: پزشک هر سه ماه عدد آزمایش را می‌بیند و دارو را تنظیم می‌کند.

این سازوکار کند بود. جایگزین: پرستار آموزش‌دیده با دستورالعملی مشخص، دوز را ماهانه تنظیم کند و فقط موارد پیچیده به پزشک برسد.

مفهوم ارزش

پرسیدند بیمار واقعاً چه ارزشی از درمانگاه می‌گیرد؟ یکی از جواب‌ها: «حس می‌کند کسی مراقبش است».

این ارزش در طراحی درمانگاه دیده نشده بود. یک تماس کوتاه ماهانه همین ارزش را با هزینهٔ کم می‌دهد.

سطح نادرست

کسی مفهوم درمانگاه را «ارائهٔ خدمات سلامت» نوشت.

آن‌قدر کلی بود که دربارهٔ هر درمانگاهی صدق می‌کرد و به هیچ ایده‌ای نرسید.

دام‌های رایج

  • سطح بیش از حد کلی یا جزئی مفهومی که دربارهٔ همه‌چیز صدق کند یا فقط وضع موجود را توصیف کند، به ایدهٔ تازه نمی‌رسد.
  • گیرکردن در تعریف درست مفهوم «درست» وجود ندارد. چند صورت‌بندی را امتحان کنید و مفیدترین را نگه دارید.
  • عجله برای رسیدن به ایده در کارهای راهبردی، مفهوم مهم‌تر از ایده است؛ اگر مفهوم غلط باشد، هیچ ایده‌ای درستش نمی‌کند.
  • ثبت‌نکردن مفهوم‌ها مفهومی که هنوز ایدهٔ اجرایی پیدا نکرده هم ارزش دارد و باید ثبت شود.

خروجی

  • محصول: جدولی از مفهوم‌های هدف، سازوکار و ارزش، با ایده‌های تازه برای هر کدام.
  • نشانهٔ آمادگی: بتوانید بگویید ایدهٔ اصلی شما راهی برای اجرای کدام مفهوم است.
  • گام بعد: جایگزین‌ها و نقطهٔ ثابت، تا هر مفهوم نقطهٔ ثابت جایگزین‌های تازه شود.
کتاب: Serious Creativity، ادوارد دوبونو، فصل «مفهوم‌ها»
← بازگشت به فهرست تکنیک‌ها