جایگزینها و نقطهٔ ثابت
چرا این ابزار
جستوجوی جایگزین پایهایترین کار خلاق است و از آنچه به نظر میرسد سختتر. وقتی گام منطقی بعدی در دسترس است، کسی نمیایستد که راه دیگری ببیند. دوبونو از شرکتی میگوید که هر گام ورودش به یک بازار تازه منطقی و قابلدفاع بود و هیچکس راه دیگری برای ورود بررسی نکرد؛ چند سال بعد با زیان سنگین بیرون آمد.
بیشتر موقعیتها بسته نیستند. «یا قیمت را بالا میبریم یا نه» فقط ظاهر کاملبودن دارد: میشود بعضی خدمتها را گران و بعضی را ارزان کرد، تخفیف داد یا خدمت را عوض کرد. جایگزینها را باید «طراحی» کرد، نه فقط «تحلیل»: مرزها را جابهجا کنید، عامل تازهای وارد کنید، ارزشها را تغییر دهید و دیگران را درگیر کنید.
هر جایگزین نسبت به یک نقطهٔ ثابت است. اگر نقطهٔ ثابت «انگیزهدادن» باشد، ترس هم جایگزین است؛ اگر «پاداش» باشد، نه. پس پیش از جستوجو بپرسید «جایگزین نسبت به چه؟» و چند نقطهٔ ثابت را امتحان کنید. نقطهٔ ثابت میتواند هدف باشد، گروه، شباهت یا مفهوم.
پیشنیازها
- کار یا تصمیمی که برایش گزینه دارید یا لازم دارید.
- مهلتی مشخص برای جستوجو؛ از یک دقیقه تا یک هفته، بسته به اهمیت.
اجرا
- گزینههای موجود را بنویسید ۵ دقیقه
پیش از ساختن، آنچه هست را پیدا کنید: راههای استاندارد، تجربهٔ همکاران، راهنماهای بالینی.
- نقطهٔ ثابت را تعیین کنید ۵ دقیقه
بپرسید این گزینهها راه رسیدن به چه هستند. هدف؟ عضو کدام گروهاند؟ شبیه چه چیزیاند؟ کدام مفهوم را اجرا میکنند؟
- چند نقطهٔ ثابت دیگر را امتحان کنید ۱۰ دقیقه
همان موقعیت را با دو یا سه نقطهٔ ثابت دیگر تعریف کنید؛ هر کدام جایگزینهای متفاوتی میدهد.
- برای هر نقطهٔ ثابت جایگزین بسازید ۱۰ دقیقه
تا مهلت تمام شود، بیارزیابی بنویسید. یک جایگزین «تحریکی» هم بگذارید: گزینهای که فقط چون متفاوت است انتخاب شده، تا ببینید چه ارزشی از آن درمیآید.
- ارزیابی سریع ۱۰ دقیقه
با چهار پرسش: امکانپذیر است؟ فایدهاش چیست؟ منابعش هست؟ با نیاز کسی که اجرایش میکند جور است؟ گزینهای را که آشکارا بهتر از روش فعلی نیست کنار بگذارید.
مثال بالینی — پیگیری بیماران پس از ترخیص از بخش قلب
تیم بخش قلب برای پیگیری بیماران پس از ترخیص فقط دو گزینه میدید. با تعیین «نقطهٔ ثابت»، یعنی اینکه جایگزینها قرار است به چه چیزی برسند، گزینهها زیاد شدند.
یا پرستار به هر بیمار تلفن کند، یا بیمار برای ویزیت به درمانگاه برگردد.
به نظر میرسید همهٔ راهها همین دوتاست، ولی هر دو برای تیم پرهزینه بودند.
تیم پرسید این دو گزینه راه رسیدن به چه هدفیاند؟ جواب: «باخبرشدن زودهنگام از علائم هشدار».
با این هدف بهعنوان نقطهٔ ثابت، جایگزینهای تازه پیدا شد: فرم پیامکی علائم، کمک داروخانهٔ محله، و تماس فقط با بیمارانی که پاسخ نگرانکننده دادهاند.
نقطهٔ ثابت دیگر این مفهوم بود: «کسی کنار بیمار علائم را ببیند».
این نگاه به آموزش یکی از همراهان در روز ترخیص رسید و همان گزینهٔ اصلی شد.
کسی گزینهای گفت که فقط متفاوت بود، نه لزوماً مفید: «بیمار هر روز به پرستار پیام دهد، حتی وقتی حالش خوب است».
از آن ایدهٔ «پیام روزانهٔ یککلمهای» آمد: هر روزی که پیام نرسد، خودش علامت هشدار است و پرستار فقط همان روز تماس میگیرد.
دامهای رایج
- ماندن در دوگانه «فقط دو راه داریم» بیشتر وقتها یعنی هنوز جستوجو نکردهایم.
- ترس از گزینهٔ بیشتر گزینهٔ بیشتر تصمیم را سختتر نمیکند؛ اغلب گزینهای پیدا میشود که آنقدر آشکارا بهتر است که انتخاب آسان میشود.
- نقطهٔ ثابت مبهم بی نقطهٔ ثابت، جایگزینها بیربط و غیرقابلمقایسه میشوند.
- جستوجوی بیپایان در کار عملی مهلت بگذارید و پس از آن تصمیم بگیرید.
خروجی
- محصول: برای هر نقطهٔ ثابت، فهرستی از جایگزینها و یک انتخاب اولیه.
- نشانهٔ آمادگی: بتوانید بگویید هر جایگزین نسبت به کدام نقطهٔ ثابت است.
- گام بعد: بادبزن مفهوم، تا جستوجوی جایگزین لایهلایه و نظاممند ادامه یابد.