بادبزن مفهوم

چالش و جایگزینThe concept fan

چرا این ابزار

فرض کنید باید چیزی را به سقف وصل کنید و نردبان نیست. نردبان فقط یک راه برای «بالارفتن از زمین» است؛ می‌شود روی میز ایستاد. اما «بالارفتن» هم فقط یک راه برای «کم‌کردن فاصلهٔ دست تا سقف» است؛ می‌شود دست را با یک چوب بلند کرد. هر بار که یک لایه عقب می‌روید، مفهومی وسیع‌تر به دست می‌آید که خودش نقطهٔ ثابت جایگزین‌های تازه است.

بادبزن سه لایه دارد. «جهت»: وسیع‌ترین مفهومی که به ذهن می‌رسد، مثل «کاهش مصرف» یا «افزایش عرضه». «مفهوم»: روش کلی حرکت در یک جهت. «ایده»: راه مشخص و عملی اجرای یک مفهوم. اگر مقصد شمال باشد، شمال جهت است، جاده‌های رو به شمال مفهوم‌اند و رفتن با اتوبوس یا خودرو ایده است.

ذهن مرتب کار نمی‌کند و اغلب یکراست به ایده می‌پرد. اشکالی ندارد: از هر ایده بپرسید «این چطور کمک می‌کند؟» تا به مفهوم و جهت برسید، و از هر مفهوم بپرسید «چطور اجرایش کنیم؟» تا به ایده برسید. یک نقطه می‌تواند در چند جای بادبزن بیاید. مفهومی که هنوز ایدهٔ اجرایی ندارد، خودش کانون تازه‌ای است.

پیش‌نیازها

  • هدف یا مسئلهٔ روشن.
  • تخته یا کاغذی بزرگ که بشود لایه‌ها را از یک سو به سوی دیگر کشید.

اجرا

  1. هدف را در انتهای بادبزن بنویسید ۵ دقیقه

    یک جملهٔ دستیابی: «چطور به این برسیم؟»

  2. جهت‌ها را پیدا کنید ۱۰ دقیقه

    وسیع‌ترین راه‌های رسیدن به هدف؛ معمولاً دو تا چهار جهت.

  3. برای هر جهت مفهوم بسازید ۱۵ دقیقه

    هر جهت یک نقطهٔ ثابت است. روش‌های کلی حرکت در آن را بنویسید.

  4. برای هر مفهوم ایده بنویسید ۱۵ دقیقه

    راه‌های مشخص و اجرایی. ایده باید آن‌قدر مشخص باشد که بشود فردا انجامش داد.

  5. ایده‌های پرشی را به جایشان برگردانید ۵ دقیقه

    ایده‌هایی را که زودتر به ذهن رسیدند با پرسش «این چطور کمک می‌کند؟» در جای درست بادبزن بگذارید؛ گاهی جهت تازه‌ای می‌سازند.

  6. کانون‌های تازه را جدا کنید ۵ دقیقه

    مفهوم‌هایی که ایدهٔ اجرایی ندارند، کانون جلسهٔ بعد شوند.

مثال بالینی — بیمار بستری‌شده در اورژانس زودتر به تخت بخش برسد

این بادبزن از نیازهای مدیریت تخت در مجتمع یاس ساخته شده است: آنچه پرستاران و پزشکان گفتند بیمار را روی برانکارد اورژانس نگه می‌دارد. تیم از هدف به عقب رفت و چهار جهت کلی پیدا کرد: تخت زودتر خالی شود، تخت خالی زودتر دیده شود، تخت کمتر اشغال شود، و تکلیف بیمار اورژانس زودتر روشن شود.

جهت اول: تخت زودتر خالی شود

مفهوم: ترخیص پیش از ظهر. تختی که عصر خالی می‌شود، تا فردا به بیمار اورژانس نمی‌رسد.

ایدهٔ اجرایی: تصمیم ترخیص در راند صبح ثبت شود و فهرست ترخیص فردا عصرِ روز قبل آماده باشد.

جهت دوم: تخت خالی زودتر دیده شود

مفهوم: یک تابلوی تخت برای همه. بیمار گاهی پشت تختی می‌ماند که خالی است و کسی خبر ندارد.

ایدهٔ اجرایی: خروج بیمار همان لحظه در سامانه ثبت شود، نه آخر شیفت.

ایده‌ای که زود رسید

کسی همان اول گفت: «مشاوره‌های پیش از عمل را در درمانگاه انجام دهیم».

تیم پرسید «این چطور کمک می‌کند؟» و دید زیر جهت «تخت کمتر اشغال شود» می‌نشیند. از آن مفهوم کلی‌تری ساخته شد، «ارزیابی پیش از عمل بیرون از تخت».

برای جلسهٔ بعد

یک مفهوم هم پیدا شد که هنوز راه اجرایش معلوم نبود: «بیماری که مانع ترخیصش اجتماعی یا مالی است».

چون ایدهٔ اجرایی نداشت کنار گذاشته نشد؛ موضوع جلسهٔ بعد شد.

دام‌های رایج

  • درخت تحلیل به‌جای بادبزن بادبزن راه‌های رسیدن را نشان می‌دهد، نه بخش‌های یک موضوع را.
  • گیرکردن در فرق جهت و مفهوم فرقشان نسبی است؛ جهت فقط وسیع‌ترین مفهوم است. وقت را صرف بحث فلسفی نکنید.
  • ایده‌های نامشخص «آموزش بیشتر» ایده نیست، مفهوم است. ایده یعنی چه کسی، کی و چطور.
  • انتظار ایدهٔ کاملاً تازه بادبزن ایده‌های معقول و پوشش کامل می‌دهد؛ برای ایدهٔ واقعاً تازه سراغ تحریک بروید.

خروجی

  • محصول: بادبزنی سه‌لایه، فهرست ایده‌های اجرایی و کانون‌های تازه.
  • نشانهٔ آمادگی: هر ایده را بشود تا یک جهت دنبال کرد.
  • گام بعد: تحریک سنگ‌پله، تا کنار راه‌های معقول، راه‌های واقعاً تازه هم ساخته شود.
کتاب: Serious Creativity، ادوارد دوبونو، فصل «بادبزن مفهوم»
← بازگشت به فهرست تکنیک‌ها