تحریک سنگ‌پله

تحریک و حرکتStepping-stone provocation

چرا این ابزار

مشکل تحریک‌سازی این است که خود شما تحریک را می‌سازید و همان تحریک باید شما را تحریک کند. اگر تحریک را با ایده‌ای که دارید جور کنید، هیچ ایدهٔ تازه‌ای نمی‌آید. برای همین سنگ‌پله‌ها نیمه‌مکانیکی ساخته می‌شوند: روی چیزی که هست عملی مشخص انجام می‌دهید و نمی‌دانید به کجا می‌رسید. مثل سنگی که وسط رودخانه می‌اندازید: انداختن سنگ و عبور از روی آن دو کار جداست.

چهار روش هست و در همهٔ نمونه‌های زیر «پو» یعنی جمله پیشنهاد نیست، فقط سکوی پرش است. «وارونه‌کردن»: جهت معمول را برعکس کنید؛ نه حذف، بلکه حرکت در جهت مخالف. «پو، بیمار پزشک را ویزیت می‌کند.» «اغراق»: اندازه یا عددی را بسیار بالا یا بسیار پایین ببرید، اما نه تا صفر، چون صفر یعنی گریز. «پو، هر بیمار صد پرستار دارد.» «تحریف»: رابطهٔ عادی میان طرف‌ها یا ترتیب زمانی رویدادها را به هم بزنید. «پو، بیمار پیش از پذیرش ترخیص می‌شود.» «آرزواندیشی»: آرزویی خیالی که می‌دانید ناشدنی است، نه هدفی سخت. «پو، پرونده خودش را می‌نویسد.»

آزمون خوبی برای جسارت این است که دست‌کم چهل درصد سنگ‌پله‌هایتان به جایی نرسد. اگر همه به ایده رسیدند، یا در حرکت بسیار ماهرید یا تحریک‌ها را با ایده‌های قبلی‌تان جور کرده‌اید. تمرین خوب این است که فقط سنگ‌پله بسازید، بی‌آنکه بخواهید از آن‌ها استفاده کنید.

پیش‌نیازها

  • کانون مشخص، ترجیحاً دربارهٔ کل یک سیستم نه یک جزء.
  • آشنایی با روش‌های حرکت؛ بدون آن، سنگ‌پله فقط حرفی عجیب است.

اجرا

  1. بنویسید چه چیزی عادی است ۵ دقیقه

    جهت معمول کارها، اندازه‌ها و عددها، رابطه‌ها و ترتیب زمانی رویدادها را فهرست کنید.

  2. با هر روش یک سنگ‌پله بسازید ۱۰ دقیقه

    وارونه، اغراق، تحریف و آرزو؛ جسورانه و بی‌آنکه فکر کنید به کجا می‌رسد.

  3. یکی را انتخاب کنید ۲ دقیقه

    جسورترین را، یا آن را که کمتر از همه می‌دانید به کجا می‌رسد.

  4. حرکت کنید ۱۰ دقیقه

    با روش‌های حرکت جلو بروید و هر نقطهٔ جالب را یادداشت کنید.

  5. سراغ سنگ‌پلهٔ بعدی بروید ۱۰ دقیقه

    اگر به جایی نرسید، سنگ‌پلهٔ دیگری را امتحان کنید. این طبیعی است.

مثال بالینی — نوبت‌دهی درمانگاه‌های تخصصی

تیم درمانگاه‌های تخصصی با هر چهار روش سنگ‌پله دربارهٔ نوبت‌دهی تحریک ساخت. «پو» در هر جمله یعنی این پیشنهاد نیست؛ فقط سکوی پرش است.

وارونه‌کردن

در حالت عادی بیمار برای ویزیت نوبت می‌گیرد. وارونه‌اش: «پو، پزشک برای بیمار نوبت می‌گیرد.»

تیم پرسید این در عمل چه شکلی دارد و به ایده‌ای رسید: پزشک در پایان ویزیت، نوبت بعدی را همان‌جا ثبت کند تا بیمار با زمان مشخص بیرون برود و دوباره درگیر نوبت‌گیری نشود.

اغراق

هر نوبت معمولاً پانزده دقیقه است. اغراقش رو به پایین: «پو، هر نوبت فقط دو دقیقه است.»

دو دقیقه برای ویزیت کافی نیست، اما برای یک کار کافی است: تشخیص اینکه بیمار ویزیت کامل لازم دارد یا فقط تمدید نسخه. ایده: «ویزیت دومرحله‌ای» که بیماران تمدید نسخه را از صف اصلی بیرون می‌برد.

تحریف

ترتیب عادی این است: اول پذیرش، بعد ویزیت. ترتیب را به هم زدند: «پو، بیمار پس از دیدن پزشک پذیرش می‌شود.»

ایده: کارهای اداری‌ای که برای خود ویزیت لازم نیست، پس از ویزیت و در مسیر خروج انجام شود تا صف ورودی کوتاه شود.

آرزواندیشی

آرزویی خیالی گفتند: «پو، هیچ بیماری بی‌دلیل نوبت نمی‌گیرد.»

تیم از آن به جایی نرسید. این طبیعی است؛ اگر همهٔ سنگ‌پله‌ها به ایده برسند، احتمالاً به اندازهٔ کافی جسور نبوده‌اند.

دام‌های رایج

  • اغراق تا صفر پایین‌آوردن یک اندازه تا صفر، حذف است و گریز حساب می‌شود، نه اغراق.
  • آرزوی معمولی به‌جای خیال «می‌خواهیم انتظار نصف شود» هدف است، نه تحریک.
  • یکی‌گرفتن حذف و وارونه «صبحانه آب پرتقال ندارم» گریز است؛ وارونه یعنی حرکت در جهت مخالف.
  • تحریک ملایم تحریک ضعیف ارزش تحریکی کمی دارد. هرچه در حرکت ماهرتر شوید، تحریک‌های جسورتری می‌توانید بسازید.

خروجی

  • محصول: چند سنگ‌پله از هر نوع و ایده‌هایی که از آن‌ها رسید.
  • نشانهٔ آمادگی: دست‌کم یک رویکرد که با بادبزن مفهوم یا فهرست جایگزین‌ها هرگز به آن نمی‌رسیدید.
  • گام بعد: برداشت ایده‌ها و خروجی رسمی، تا ایده‌ها و مفهوم‌های حاصل گم نشوند.
کتاب: Serious Creativity، ادوارد دوبونو، فصل «ساختن تحریک»
← بازگشت به فهرست تکنیک‌ها