پنج‌لایه (استراتال)

حساس‌سازیThe stratal

چرا این ابزار

مغز به «حساس‌شدن» پاسخ می‌دهد: اگر بگویید در ورزشگاه دنبال لباس زرد می‌گردید، زردها از جمعیت بیرون می‌زنند. تکنیک‌های حساس‌سازی تحریک به معنای دقیق نیستند، اما چیزهایی جلوی ذهن می‌گذارند تا فکر مسیر تازه‌ای بگیرد. از تحریک ضعیف‌ترند ولی برای موقعیت‌های پیچیده مناسب‌اند.

«استراتال» واژه‌ای است که دوبونو از «لایه» ساخت: چند جملهٔ موازی که فقط به این دلیل کنار هم آمده‌اند که شما خواسته‌اید. عدد پنج قراردادی است؛ آن‌قدر هست که غنا داشته باشد و آن‌قدر کم که بشود یکجا دیدش. هر لایه یک جمله یا عبارت است، نه یک کلمه.

ارزش کار در ناپیوستگی است. هرچه لایه‌ها پراکنده‌تر باشند، حساس‌سازی گسترده‌تر است؛ مثل خیس‌کردن چند نقطه از کاغذ پیش از نقاشی آبرنگ که رنگ وقتی به آن‌ها می‌رسد خودش شکل می‌گیرد. اگر لایه‌ها را با ایده‌ای که از قبل دارید جور کنید، فقط به همان ایده برمی‌گردید.

پیش‌نیازها

  • یک موقعیت یا کانون، ترجیحاً پیچیده.
  • چند برگهٔ کوچک کاغذ، اگر بخواهید لایه‌ها را تصادفی‌تر انتخاب کنید.

اجرا

  1. جمله‌های پراکنده بنویسید ۱۰ دقیقه

    هر کس چند جملهٔ کوتاه دربارهٔ موقعیت روی برگه‌های جدا بنویسد؛ از هر گوشه و بی‌نظم.

  2. پنج‌تا را بکشید ۲ دقیقه

    برگه‌ها را در کیسه‌ای بریزید و پنج‌تا را تصادفی بیرون بیاورید.

  3. پنج‌لایه را چند بار بخوانید ۵ دقیقه

    لایه‌ها را زیر هم بنویسید و آرام بخوانید. دنبال ارتباط منطقی نباشید.

  4. بگذارید ایده بیاید ۱۰ دقیقه

    هر ایده یا مفهومی که ظاهر شد بنویسید. اگر چیزی نیامد، پنج‌لایهٔ دیگری بکشید.

مثال بالینی — کمبود اهدای خون در بیمارستان

کانون: کمبود اهدای خون در بیمارستان. هر نفر چند جملهٔ کوتاه و بی‌ارتباط دربارهٔ موقعیت روی برگه نوشت و پنج‌تا تصادفی کشیده شد: «اهداکنندهٔ بار اول اغلب دوباره نمی‌آید»، «همراهان بیماران ساعت‌ها در راهرو منتظرند»، «کارکنان شیفت شب کمتر فرصت اهدا دارند»، «گروه‌های خونی نادر را کسی پیگیری نمی‌کند»، «اهدا برای بسیاری کار خیری شخصی است».

ایدهٔ اول

با چند بار خواندن پنج‌لایه، دو جمله کنار هم معنا پیدا کردند: «همراهان ساعت‌ها در راهرو منتظرند» و «اهدا برای بسیاری کار خیری شخصی است».

ایده: ایستگاه اهدای خون کنار فضای انتظار همراهان، با این پیام که خون امروز به بیماران همین بیمارستان می‌رسد. همراه منتظر هم وقت دارد و هم انگیزه.

ایدهٔ دوم

دو جملهٔ دیگر کنار هم آمدند: «اهداکنندهٔ بار اول اغلب دوباره نمی‌آید» و «گروه‌های خونی نادر را کسی پیگیری نمی‌کند».

ایده: به اهداکنندگان گروه‌های نادر پیام تشکری فرستاده شود که بگوید خونشان در کدام بخش به کار رفت؛ دیدن اثر، انگیزهٔ بازگشت است.

پنج‌لایه‌ای که کار نکرد

بار اول هر پنج جمله دربارهٔ آمار کمبود خون بود.

جمله‌ها به هم مربوط بودند و فقط تحلیل قبلی را تکرار کردند. پنج‌لایه وقتی کار می‌کند که لایه‌ها پراکنده و بی‌ربط باشند.

دام‌های رایج

  • لایه‌های مرتبط و جامع توصیف کامل موقعیت به جایی نمی‌رسد؛ ناپیوستگی لایه‌هاست که کار می‌کند.
  • یک کلمه به‌جای جمله فهرست کلمه‌ها پنج‌لایه نیست، حتی اگر هر کلمه بار زیادی داشته باشد.
  • طراحی پنج‌لایه برای ایدهٔ قبلی اگر لایه‌ها را با ایده‌ای که دارید جور کنید، فقط به همان ایده برمی‌گردید.
  • عجله پنج‌لایه فکری بازتابی است؛ چند بار بخوانید و صبر کنید.

خروجی

  • محصول: پنج‌لایه‌های نوشته‌شده و ایده‌های حاصل از آن‌ها.
  • نشانهٔ آمادگی: ایده‌ای که از کنار هم آمدن دو لایهٔ بی‌ربط پیدا شد.
  • گام بعد: کار با مفهوم، تا مفهوم پشت ایده‌های ظاهرشده روشن شود.
کتاب: Serious Creativity، ادوارد دوبونو، فصل «تکنیک‌های حساس‌سازی»
← بازگشت به فهرست تکنیک‌ها