هفت قاعدهٔ طوفان فکری
چرا این ابزار
این هفت جمله از اتاقهای ایدهپردازی IDEO آمدهاند و بیشتر از آنکه آداب جلسه باشند، هر کدام جلوی یک شکست مشخص را میگیرند. جلسهای که بدون آنها برگزار میشود معمولاً بههم نمیریزد؛ فقط کمایده و زودتر از موعد تمام میشود و کسی نمیفهمد چرا.
قاعدهٔ اول از بقیه مهمتر است، چون شکستنش بقیه را هم بیاثر میکند: بهمحض اینکه یک ایده نقد شود، ایدهٔ عجیب بعدی گفته نمیشود، کمیت میافتد و ساختن روی ایدهٔ دیگران متوقف میشود. در بیمارستان این قاعده زودتر از هر جای دیگری میشکند، چون تقریباً همیشه کسی در اتاق هست که میتواند «این شدنی نیست» را با اقتدار بگوید و بحث را تمام کند.
قاعدهای که کسی اجرا نکند تزیین دیوار است. ارزش این هفت جمله در نوشتهشدنشان نیست؛ در این است که تسهیلگر بتواند وسط جلسه به یکی از آنها اشاره کند، و آن اشاره بهجای نقد یک آدم، یادآوری قاعدهای باشد که همه پیشاپیش پذیرفتهاند. همین است که توقف قضاوت را از دعوا بیرون میآورد.
پیشنیازها
- یک پرسش روشن «چگونه میتوانیم…؟». قاعدهٔ ششم بدون آن بیمعنی است: روی چه موضوعی باید ماند؟
- تسهیلگری که در جلسه نقش دیگری ندارد. کسی که همزمان ایده میدهد نمیتواند قاعدهٔ اول را نگه دارد.
- سطحی برای نوشتن و ماژیک به تعداد افراد؛ قاعدهٔ هفتم بدون دیوار و کاغذ شعار است.
اجرا
- قضاوت را عقب بیندازید
در مرحلهٔ تولید هیچ ایدهای رد نمیشود؛ نه با جمله، نه با لحن، نه با خنده. ارزیابی مرحلهٔ جداگانهای است و بعد میآید.
- از ایدهٔ عجیب استقبال کنید
ایدهٔ بیرون از چارچوب را بلند بگویید. ایدهٔ نشدنی را میشود کوچک کرد تا شدنی شود؛ از ایدهٔ محتاط چیزی بیرون نمیآید.
- روی ایدهٔ دیگران بسازید
جمله را با «و» ادامه دهید، نه با «ولی». «ولی» ایدهٔ قبلی را میبندد؛ «و» از دلش یک ایدهٔ تازه بیرون میآورد.
- کمیت را هدف بگیرید
هدف پیشنهادی صد ایده در شصت دقیقه است. عدد را اعلام کنید و بشمارید؛ بدون عدد، جلسه حوالی ایدهٔ بیستم تمام میشود، درست پیش از جایی که جوابهای امن ته میکشند.
- هر بار یک گفتوگو
بگذارید حرف هرکس تمام شود. دو گفتوگوی همزمان یعنی نصف اتاق شنیده نمیشود، و اولین کسی که حذف میشود کمصداترین نفر است.
- روی موضوع بمانید
پرسش جلسه را جلوی چشم نگه دارید و هر گفتوگوی خارج از آن را به فهرست «بعداً» ببرید؛ حذفش نکنید، فقط از این جلسه بیرونش بگذارید.
- تصویری کار کنید
بکشید، بنویسید، از اشیای اتاق استفاده کنید. ایدهٔ کشیدهشده را بقیه میبینند و رویش میسازند؛ ایدهای که فقط گفته شد تا دقیقهٔ بعد فراموش میشود.
مثال بالینی — آموزش ضمن خدمت کارکنان پرستاری
«چگونه میتوانیم آموزش ضمن خدمت را به شیفت شب هم برسانیم؟»
ایدهٔ سوم با «بودجهاش را از کجا بیاوریم؟» قطع شد. جلسه چهل دقیقه طول کشید و نه ایده داشت که هفتتایش نسخههایی از همان کلاس حضوری بودند.
همان پرسش، همان آدمها، و یک تسهیلگر که فقط قاعدهها را نگه میداشت.
پنجاهودو ایده در چهلوپنج دقیقه. هر بار پای هزینه یا مجوز وسط آمد، تسهیلگر به قاعدهٔ اول اشاره کرد و آن را در فهرست «بعداً» نوشت.
ضبط دهدقیقهای با گوشی، توسط خود پرستار شیفت شب، برای شیفت بعد.
ایدهٔ سیوچهارم بود و از دل یک ایدهٔ «عجیب» بیرون آمد. در جلسهٔ اول هرگز گفته نمیشد: آنها در ایدهٔ نهم ایستاده بودند و این جنس ایده را کسی بلند نمیگفت.
دامهای رایج
- قواعد روی دیوار، بدون کسی که اجرایشان کند نوشتنشان هزینهای ندارد و بهتنهایی اثری هم ندارد. اثر از اشارهٔ تسهیلگر در همان لحظه میآید.
- استثنا برای بالادست اگر قاعدهٔ اول برای همه جز یک نفر اجرا شود، اجرا نشده است: بقیه یاد میگیرند که نقد ممکن است و ایدهٔ عجیبشان را نگه میدارند.
- کمیت بدون شمارش هدف عددی اعلامنشده یعنی نداشتن هدف. ایدهها را بلند بشمارید؛ همین شمردن است که جلسه را از ایدهٔ بیستم عبور میدهد.
- قاعدهٔ ششم بهجای قاعدهٔ اول «روی موضوع بمانید» گاهی برای ساکتکردن ایدهٔ نامتعارف به کار میرود. موضوع یعنی پرسش جلسه، نه آن دسته از راهحلهایی که انتظارش را داشتید.
خروجی
- محصول: هفت قاعده روی دیوار اتاق، شمار ایدهها در پایان جلسه، و یک فهرست «بعداً» برای هر چیزی که از موضوع بیرون بود.
- نشانهٔ آمادگی: تسهیلگر دستکم یک بار به قاعدهٔ اول اشاره کرده باشد. جلسهای که در آن هیچ قضاوتی متوقف نشده، یا قاعدهها را اجرا نکرده یا ایدهٔ عجیبی نداشته.
- گام بعد: ورودی «طوفان فکری» و «طوفان فکری اختصاصی»؛ قاعده بدون جلسهای که در آن اجرا شود کاری نمیکند.