جعبه‌ابزار تفکر جانبی

چارچوب و تمرکزLateral thinking toolbox: which tool when

چرا این ابزار

تفکر عمودی گام‌به‌گام جلو می‌رود و هر گام باید از گام قبل درست دربیاید. این شیوه برای تحلیل لازم است، اما ذهن را روی همان مسیری نگه می‌دارد که تجربه ساخته است. ادوارد دوبونو، پزشکی که بعدها روی شیوهٔ فکرکردن کار کرد، «تفکر جانبی» را برای همین ساخت: مجموعه‌ای از ابزارهای عمدی که ذهن را از مسیر اصلی بیرون می‌برند تا مسیرهای فرعی دیده‌نشده پیدا شوند.

حرف اصلی کتاب این است که خلاقیت استعدادی مرموز نیست؛ مهارتی است که با ابزار مشخص و تمرین یاد گرفته می‌شود. هر ابزار کار مشخصی دارد: یکی جای فکرکردن را انتخاب می‌کند، یکی روش فعلی را زیر سؤال می‌برد، یکی عمداً تحریک می‌سازد و یکی محصول جلسه را جمع می‌کند.

این صفحه نقشهٔ انتخاب است. موقعیت خود را در جدول پیدا کنید، تکنیک پیشنهادی را باز کنید و همان را با دقت و طبق گام‌هایش اجرا کنید. دوبونو هشدار می‌دهد که درهم‌کردن ابزارها قدرتشان را کم می‌کند.

پیش‌نیازها

  • یک موضوع مشخص برای فکرکردن، حتی اگر هنوز «مسئله» نباشد.
  • پذیرش اینکه ارزیابی ایده‌ها بعداً و جدا انجام می‌شود.
  • بیست تا چهل دقیقه وقت بی‌وقفه، تنها یا با تیم.

اجرا

  1. موقعیت را نام ببرید ۵ دقیقه

    بهبود چیزی که کار می‌کند؟ مسئله‌ای که باید برطرف شود؟ شروع از صفحهٔ سفید؟ بن‌بستی که همهٔ ایده‌ها به همان جای قبلی می‌رسند؟ نام موقعیت، انتخاب ابزار را تعیین می‌کند.

  2. کانون را دقیق بنویسید ۵ دقیقه

    در یک جمله بنویسید دربارهٔ چه چیزی ایده می‌خواهید. اگر هدف مشخص است، مثل کوتاه‌کردن انتظار، آن را بگویید؛ اگر فقط حوزه را می‌دانید، مثل اتاق انتظار درمانگاه، همان حوزه را بنویسید.

  3. یک ابزار اصلی انتخاب کنید ۵ دقیقه

    از جدول زیر، ابزار کلیدی موقعیت خود را بردارید. اگر تیم تازه‌کار است، با ساده‌ترین‌ها شروع کنید: جایگزین‌ها یا ورودی تصادفی.

  4. ابزار را رسمی و با زمان محدود اجرا کنید ۱۰ دقیقه

    هر ابزار گام‌های مشخص دارد. برای هر دور، دو تا چهار دقیقه وقت بگذارید. زمان کوتاه تمرکز می‌آورد و فشار رسیدن به «ایدهٔ عالی» را برمی‌دارد.

  5. برداشت کنید ۱۰ دقیقه

    پیش از پایان، ایده‌ها، مفهوم‌ها و کانون‌های تازه را با فهرست برداشت ثبت کنید. بیشتر ارزش جلسه در همین مرحله یا جمع می‌شود یا هدر می‌رود.

مثال بالینی — زمان انتظار در درمانگاه سرپایی

یک درمانگاه سرپایی در سه موقعیت متفاوت به ایدهٔ تازه نیاز پیدا کرد و هر موقعیت ابزار متفاوتی می‌خواست.

موقعیت: بهبود

روند نوبت‌دهی و پذیرش کار می‌کند و شکایت جدی ندارد، اما بیماران به‌طور میانگین یک ساعت منتظر می‌مانند.

چون روند موجودی هست که می‌شود بهترش کرد، ابزار کلیدی به‌چالش‌کشیدن و تحریک گریز است. تیم پرسید چه چیزی را بدیهی گرفته‌ایم و دید همه فرض کرده‌اند بیمار باید در سالن درمانگاه منتظر بماند. از همین‌جا ایدهٔ پیامک «ده دقیقهٔ دیگر نوبت شماست» آمد تا بیمار بتواند در حیاط یا بوفه منتظر بماند.

موقعیت: بن‌بست

تیم سه جلسه دربارهٔ انتظار حرف زده و هر بار به همان سه ایده رسیده است: پیامک یادآوری، نوبت اینترنتی و پزشک بیشتر.

وقتی فکرها دور خود می‌چرخند، ورودی تصادفی بهترین راه خروج است. یک کلمهٔ بی‌ربط فکر را از مسیر تکراری بیرون می‌برد، حتی اگر خودش مستقیماً به ایدهٔ نهایی نرسد.

موقعیت: صفحهٔ سفید

قرار است درمانگاه تازه‌ای برای سالمندان راه بیفتد. هیچ روند موجودی نیست که بشود بهترش کرد یا از آن گریخت.

وقتی چیزی برای شروع نیست، ورودی تصادفی، رشته‌ها روی نیازهای اصلی (مثلاً «راحت برسند» و «گم نشوند») و تحریک آرزواندیشی نقطهٔ شروع می‌دهند.

کدام تکنیک برای کدام موقعیت

دام‌های رایج

  • یک ابزار برای همه‌چیز هر کس ابزار محبوبی پیدا می‌کند. بقیه را هم گاهی تمرین کنید تا در موقعیت مناسبشان در دسترس باشند.
  • قضاوت هم‌زمان با تولید اگر ایده‌ها در همان لحظه ارزیابی شوند، تحریک‌ها پیش از آنکه به جایی برسند کشته می‌شوند.
  • کانون مبهم مهارت بی‌کانون قدرتی ندارد. بیشتر جلسه‌های بی‌نتیجه در تعریف کانون شکست خورده‌اند، نه در ایده‌پردازی.
  • اجرای سرسری گام‌ها حالت کلی «بیایید خلاق باشیم» جای گام‌های رسمی ابزار را نمی‌گیرد.

خروجی

  • محصول: یک کانون نوشته‌شده و یک ابزار مناسب برای آن.
  • نشانهٔ آمادگی: بتوانید بگویید چرا این ابزار برای این موقعیت انتخاب شد.
  • گام بعد: کانون خلاق، تا پیش از هر ابزار دیگری کانون دقیق شود.
کتاب: Serious Creativity، ادوارد دوبونو، فصل «کاربرد تکنیک‌های تفکر جانبی»
← بازگشت به فهرست تکنیک‌ها