جلسهٔ ترکیبی فرد و گروه
چرا این ابزار
همهٔ تکنیکهای تفکر جانبی را یک نفر بهتنهایی هم میتواند به کار ببرد؛ لازم نیست خلاقیت همیشه گروهی باشد. فرد میتواند چند جهت را همزمان دنبال کند و ایدهٔ عجیبی را آنقدر نگه دارد تا معنا پیدا کند. در گروه این تقریباً ناممکن است، چون در هر لحظه یک نفر حرف میزند و فقط یک جهت دنبال میشود.
گروه اما مزیت خودش را دارد: وقتی ایدهای آغاز شد، تجربهٔ چند نفر آن را کامل میکند و در جهتهایی پرورش میدهد که سازندهاش ندیده بود. ایدهای که گروه در ساختنش شریک بوده، راحتتر پذیرفته و اجرا میشود. ترکیب این دو، بهترین هر دو را میدهد.
در «جلسهٔ قطعشونده»، گروه کانون و تکنیک را تعیین میکند و بعد هر نفر دو تا چهار دقیقه تنها کار میکند؛ برای بادبزن مفهوم حدود ده دقیقه. در «روش ساندویچی»، هر نفر یک هفته جدا کار میکند، بعد گروه جمع میشود و دوباره هر نفر جدا کار میکند. وقتی هر کس میداند باید ایدهای ارائه دهد، با ایدههای دیگران هم مداراتر است.
پیشنیازها
- کانون روشن.
- یک تسهیلگر که زمان را نگه دارد.
- آشنایی اعضا با دستکم یک تکنیک؛ اگر تازهکارند، یک تکنیک ساده مثل ورودی تصادفی.
اجرا
- کانون را با هم دقیق کنید ۱۰ دقیقه
کانون را گروهی تعریف کنید و چند ایدهٔ اولیه بگویید.
- تکنیک را گروهی آماده کنید ۵ دقیقه
اگر اعضا تازهکارند، تحریک، کلمهٔ تصادفی یا نقطهٔ ثابت را گروه تعیین کند؛ اعضای باتجربه خودشان میسازند.
- کار فردی همزمان ۴ دقیقه
هر نفر بیصحبت، با همان تکنیک ایده بنویسد.
- گزارش فردی ۱۵ دقیقه
هر نفر حدود سه دقیقه ایدههایش را بگوید.
- پرورش گروهی ۱۵ دقیقه
گروه فقط یادداشت نکند؛ روی ایدهها بسازد. وقتی بحث افت کرد، تکنیک تازهای بدهید و دور را تکرار کنید.
مثال بالینی — کاهش خطای دارویی در تحویل شیفت
هشت پرستار دربارهٔ کمکردن خطای دارویی در تحویل شیفت جلسه گذاشتند. جلسه دو دور داشت و هر دور با کار فردی شروع و با کار گروهی تمام شد:
گروه یک کلمهٔ تصادفی کشید، «چراغ راهنما»، و هر نفر چهار دقیقه بیصحبت با آن ایده نوشت.
هشت نفر هشت جهت متفاوت آوردند. در بحث گروهی معمول، معمولاً فقط ایدهٔ یکی دو نفر پرحرف شنیده میشود.
ایدهٔ یکی از پرستاران این بود: داروهای پرخطر برچسب قرمز داشته باشند.
گروه روی آن ساخت و به «برچسب رنگی بر اساس ساعت دوز بعدی» رسید، تا پرستار شیفت بعد با یک نگاه ببیند کدام دارو زودتر باید داده شود.
همه بدیهی گرفته بودند که تحویل شیفت یعنی پرستار قبلی شفاهی تعریف کند. تحریک: «پو، تحویل شیفت شفاهی نیست»؛ یعنی فرض کنیم هیچ حرفی زده نمیشود. این پیشنهاد نیست، سکوی پرش است.
گروه پرسید اگر حرفی زده نشود، اطلاعات چطور منتقل میشود؟ به برگهٔ یکصفحهای رسید که پرستار تازه بلند میخواند و پرستار قبلی فقط اصلاح میکند. تحویل هنوز رودررو است، ولی چیزی از قلم نمیافتد.
دامهای رایج
- گروهی که فقط یادداشت میکند ارزش گروه در پرورش ایدههاست، نه در فهرستکردنشان.
- زمان فردی طولانی زمان کوتاه تمرکز میآورد و فشار ایدهٔ عالی را برمیدارد.
- تماشاگران منتقد در جلسهٔ صرفاً گروهی کسی میتواند بی هیچ ایدهای فقط نقد کند؛ در کار فردی همه باید خروجی داشته باشند.
- تکنیک نامشخص کار فردی باید با تکنیکی معین باشد، نه «هر چه به ذهنتان رسید».
خروجی
- محصول: ایدههای فردی، نسخههای پرورشیافته در گروه، و برداشت جلسه.
- نشانهٔ آمادگی: همهٔ اعضا دستکم یک ایده ارائه داده باشند.
- گام بعد: برداشت ایدهها و خروجی رسمی، تا محصول هر دو بخش جلسه ثبت شود.