دیوار موانع نوآوری
چرا این ابزار
نوآوری اغلب رد نمیشود چون ایده بد است؛ رد میشود چون به دیواری از موانع میخورد. این پانزده مانع همان دیوارند و بیشترشان به هم گره خوردهاند.
این ابزار درمان نیست؛ تشخیص است. اول روشن کنید با کدام مانع روبهرویید، بعد سراغِ ابزارِ درست بروید. درمانِ نشانه بیشناختِ مانع، وقت تلف میکند.
موانع در سه دستهاند: فرهنگی که به فرهنگ و آدمها برمیگردد، راهبردی که به جهت و اولویت، و فرایندی که به روش و اجرا. هر مانع یک ابزارِ پاسخگو دارد.
پیشنیازها
- یک طرح یا تلاشِ نوآوری که رد شده یا پیش نمیرود.
- صداقت دربارهٔ اینکه مانع کجاست، نه آنجا که گفتنش راحتتر است.
- آمادگی برای سراغرفتنِ ابزارِ متناسب با مانع.
اجرا
- نشانه را دقیق بنویسید ۱۵ دقیقه
بنویسید طرح کجا و چطور متوقف شد: در گرفتنِ بودجه، در اجرا، یا در همراهکردنِ مدیران. نشانهٔ مبهم، مانعِ اشتباه را نشان میدهد.
- مانع را در یکی از سه دسته پیدا کنید ۲۰ دقیقه
از میان پانزده مانعِ زیر، آن را که به وضعِ شما میخورد بیابید و ببینید فرهنگی است، راهبردی یا فرایندی. اگر چند مانع بود، از آنکه بیش از همه سد است شروع کنید.
- ابزارِ روبهرو را باز کنید ۱۰ دقیقه
هر مانع یک ابزارِ پاسخگو دارد؛ از پیوندِ کنارش وارد شوید. ابزارِ نامرتبط، مانع را جابهجا نمیکند.
- پس از هر ابزار به دیوار برگردید پیوسته
موانع به هم گره خوردهاند؛ با برداشتنِ یکی، مانعِ بعدی روشنتر میشود. دیوار را یکبار برای همیشه نمیشکنید.
موانع فرهنگی
- نبودِ تنوع — تیمِ همشکل که همه یکجور فکر میکنند. تشکیل تیم اصلی نوآوری
- هنجارهای فرهنگی — فرهنگی که سلسلهمراتب و احتیاط را بر خلاقیت مقدم میکند. نوآورِ اثرگذار بودن
- دیوانسالاری — رویههای بیهدف که تصمیم و ایده را کند میکنند. آزمودن بهجای بحثکردن
- بخشبندیِ سازمانی — بخشهایی که با هم حرف نمیزنند و ایده میانشان گم میشود. نوآوری فرابخشی
- تمرکزِ کوتاهمدت — چشمِ دوخته به نتیجهٔ فوری، بیجا برای آینده. پرورش سفیران نوآوری
- ناهمخوانی با هدفِ مدیران — طرحی که به دستورکارِ تصمیمگیرنده نمیخورد. درک دستورکار مدیران
موانع راهبردی
- موفقیتهای گذشته — تکیه بر کامیابیِ دیروز و ترس از تغییرِ راه. یافتنِ شرکای نوآوری
- ریسکگریزی — پرهیز از خطر، حتی به قیمتِ ازدستدادنِ فرصت. نمایش موفقیتهای نوآوری
- نبودِ تمرکز بر کاربر — نوآوری بیشناختِ نیازِ واقعیِ بیمار و کارمند. بیمارمحوری
- بیاولویتیِ نوآوری — نوآوری در حاشیه، بیمنابع و بیپشتیبانی. نقطهٔ طلایی نوآوری
- نبودِ جهتِ روشن — «نوآوری کنید» بیآنکه معلوم باشد به کجا. همراستاسازی نوآوری با راهبرد
موانع فرایندی
- ترس از شکست — ترسی که جلوِ برداشتنِ هر ریسکی را میگیرد. اثباتِ تعهدِ کاربر
- مقاومت در برابر تغییر — چسبیدن به روشِ آشنا و رمیدن از نو. روایت و ارائهٔ نوآوری
- ندانستنِ روشِ نوآوری — نبودِ دانش و تجربه برای پیشبردنِ کار. بهکارگیریِ روشهای اثباتشده
- نبودِ بازگشتِ روشن — تردید در تخصیصِ منابع بیتصویری از نتیجه. طرحِ توجیهیِ نوآوری
خروجی
- محصول: تشخیصِ مانعِ اصلی و ابزارِ متناسب با آن.
- نشانهٔ آمادگی: بتوانید در یک جمله بگویید کدام مانع سرِ راه است و از کجا شروع میکنید.
- گام بعد: درک دستورکار مدیراننقطهٔ خوبی برای شروع است.